قسمت كردهايم .
و هرگاه ايشان از تدبير قسمت ارزاق عاجزند با آن كه مخصوص به مصالح دنيويهء آنهاست ، پس چگونه در امر رسالت كه اعلى مراتب انسان و ربط با عالم غيب است تصرّف نمايند و آن را به ارادهء خود معلق سازند ؟ !
و نيز به جهت تأكيد قول مذكور فرمايد : وَ رَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجتٍ لّيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا
برخى از آنها را بر برخى به رتبههايى از كمالات مادى و معنوى برترى دادهايم تا بعضى از آنان بعض ديگر را به خدمت گيرند تا نظام اتمّ و اصلح ادارهء مجتمع بشرى فراهم آيد .
يعنى يكديگر را كار فرمايند به اين گونه كه يكى به مال معاون ديگرى شود ، و ديگرى به اعمال مساعد ديگرى گردد . و به سبب آن مهمّات آنها اصلاح و معاش ايشان مهيّا شود و موجب انس و الفت آنها گردد و تعاون عمومى انجام گيرد .
وَ رَحْمَتُ رَبّكَ خَيْرٌ مّمَّا يَجْمَعُونَ : و بخشش و رحمت پروردگار تو - يعنى نبوّت و ولايت عامّه و دين كه موجب نجات و وصول به بهشت است - از آنچه آنها گردآورى مىكنند و سرمايهء خود مىدانند بهتر است . فوز و نجات و وصول به روضات جنّات ، بهتر است از آنچه جمع مىكنند كافران از زخارف دنيا و آن را سرمايهء بزرگى خود مىدانند .
( آيهء 33 - 35 ) ( وَ لَوْلَآ أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَ حِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مّن فِضَّةٍ وَ مَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ * وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْوَ بًا وَ سُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكُونَ * وَ زُخْرُفًا وَ إِن كُلُّ ذَ لِكَ لَمَّا مَتعُ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ الْأَخِرَةُ عِندَ رَبّكَ لِلْمُتَّقِينَ )
تفسير روان (فارسى) — صفحة 334
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٣٤