لغت و اعراب :
سُقُف جمع سقف است . معارج جمع معراج به معنى نردبان و وسيلهء عروج است .
يظهرون عليها يعنى بر آن بالا روند ، و سُرُر بالا روند و « سُرُر » جمع سرير به معنى تخت است .
يتكئون فعل مضارع ، و مصدر آن اتكاء به معنى تكيه دادن بر چيزى است .
زخرفاً يا عطف است بر من فضّة و يا مفعول « جعلنا لهم » است كه مقدّر مىباشد .
إن در جملهء وَ إِن كُلُّ ذَ لِكَ لَمَّا . . . نافيه است ، و لمّا به معنى « إلّا » است .
[ خداى متعال و افزايش رفاه براى كفار ]
تفسير :
بعد به خاطر پستى و بىمقدارى دنيا و ماديات مىفرمايد : و اگر بيم آن نبود كه مردم همه يك امّت شوند و همه كفر و شرك را بر ايمان ترجيح دهند و دنيا را بر آخرت مقدّم دارند همانا براى كسانى كه به خداى رحمان كفر مىورزيدند براى خانههاشان سقفهايى از نقره مىساختيم و نردبانهايى از نقره كه بر آن بالا روند .
وَ لِبُيُوتِهِمْ . . . : و براى خانههايشان درهايى و نيز تختهايى از نقره مىساختيم كه بر آنها تكيه زنند .
و نيز براى خانههايشان زيور و زينت زرّين را قرار مىداديم . امّا همهء اينها جز برخوردارى اندك زندگى دنيا نيست و آخرت نزد پروردگار تو از آنِ پرهيزكاران است .
حاصل اين آيات اين كه اگر بيم آن نبود كه همهء مردم به طلب دنيا روى آورند و از عبادت و اطاعت باز ايستند ، نظر به بىارزشى دنيا و زخارف دنيا نزد خدا ، متاع دنيا را به وفور به آنها مىداد . بىارزشى دنيا نزد خدا در اين روايت به خوبى بيان شده است :
لَوْ أنّ الدُّنْيَا كانت تَعدِلُ عِنْدَ اللَّهِ جَنَاحَ بَعُوضَةٍ مَا سَقىَ الْكَافِرَ والفاجرَ مِنْهَا شَرْبَةً مِن مَاءٍ .
اگر دنيا نزد خدا مقدار بال پشهاى قدر و ارزش مىداشت ، هرگز يك شربت آب به كافر و فاجر نمىداد . « 1 »
هامش
( 1 ) . ميزان الحكمة ، ج 2 ، ص 910 به نقل از امالى طوسى .