1 - در اكمال الدين از حضرت سجاد عليه السلام و در علل الشرائع از حضرت باقر عليه السلام و در معانى الاخبار از حضرت صادق عليه السلام روايت شده كه :
فينَا نَزَلَتْ هذِهِ الْآيَةُ
وَجَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فى عَقِبِهِ
وَالْإمَامَة فى عَقِبِ الْحُسَيْنِ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ .
يعنى : اين آيه در حق ما نازل شده و خداوند كلمهء باقيه را در عقب او قرار داد ، يعنى امامت را در اولاد حضرت حسين عليه السلام تا روز قيامت قرار داد . « 1 » 2 - در كتاب مناقب آمده كه از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله سؤال شد از اين آيه ؟ فرمود :
جُعِلَ الْإِمَامَةُ فى عَقِبِ الْحُسَيْنِ ، يَخْرُجُ مِنْ صُلْبِهِ تِسْعَةٌ مِنَ الْأَئِمَّةِ ، مِنْهُمُ مَهْدِىُّ هذِهِ الْامَّةِ .
يعنى : امامت در صلب حضرت حسين عليه السلام است ، خارج مىشود از صلب او نه نفر از ائمه ، كه از ايشان است مَهْدىّ اين امّت . « 2 » ( آيهء 29 - 30 ) ( بَلْ مَتَّعْتُ هؤُلَآءِ وَ ءَابَآءَهُمْ حَتَّى جَآءَهُمُ الْحَقُّ وَ رَسُولٌ مُّبِينٌ * وَ لَمَّا جَآءَهُمُ الْحَقُّ قَالُواْ هذَا سِحْرٌ وَ إِنَّا بِهِ كفِرُونَ )
تفسير :
بلكه ايشان - يعنى كفّار مكّه - و پدرانشان را كه توحيد ابراهيمى را نپذيرفتند ، به سبب كفر و شركشان در عقوبتشان تعجل ننموده ؛ بلكه از نعمتهاى دنيا برخوردارشان كردم تا آن كه حق و فرستادهاى آشكار و روشنگر - يعنى قرآن و محمد صلى الله عليه و آله - به سراغ آنها آمد .
و چون حق ( قرآن ) به سوى آنها آمد به جاى اين كه از خواب غفلت بيدار شوند و اقرار به حق بودن آن بنمايند گفتند : اين جادو است و ما حتماً به آن كافريم !
هامش
( 1 ) . نور الثقلين ، ج 4 ، ص 596 به نقل از سه كتاب ياد شده .
( 2 ) . نور الثقلين ، ج 4 ، ص 597 ، ح 26 به نقل از مناقب ابن شهرآشوب .