تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
استقلال يا به وسيلهء فرشته ) يا با سخن گفتن با او از پشت پردهء غيب ، يا آن كه رسولى از فرشتگان را بفرستد كه به اذن و نظارت خويش آنچه را مىخواهد به ديدن شخص و شنيدن صوت بر او وحى كند ، همانا خداوند والامرتبه و حكيم است . ذات سبحانى منزّه از جسم و عوارض جسميت باشد ، پس ديده شدنى نيست و مقصود از تكلم او ايجاد كلام است كه طرف مقابل آن را شنود . تبصره : اين مطلب مسلم است كه بشر محتاج است به پيغمبر كه داراى عقل كامل و معصوم از خطا و مربوط با عالم غيب و وحى است ؛ و وحى از مسائل مهمه و يكى از امور مشكلهء ماوراء الطبيعه و محير العقول بشر مىباشد . حكما و فلاسفه هم چون احاطه به ماوراء الطبيعه ندارند بايد احوالات آن را از وجود پيغمبر كه محيط است به امورات غيبيه اخذ نمايند .

[ نورانيت وحى و راهى مستقيم ]

( آيهء 52 ) ( وَ كَذَ لِكَ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ رُوحًا مّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِى مَا الْكِتبُ وَ لَاالْإِيمنُ وَ لكِن جَعَلْنهُ نُورًا نَّهْدِى بِهِ مَن نَّشَآءُ مِنْ عِبَادِنَا وَ إِنَّكَ لَتَهْدِى إِلَى صِرَ طٍ مُّسْتَقِيمٍ ) تفسير : و اين گونه ( از اين سه راه ) روحى از امر خود را ( قرآن و معارف دينى نشأت يافته از فرمان خود را ) بر تو وحى كرديم . تسميهء قرآن به روح شايد به جهت آن است كه قلوب ايمانى به آيات الهى حيات مىيابند ، چنانچه ابدان به ارواح زنده مىشوند . مَا كُنتَ تَدْرِى . . . مِنْ عِبَادِنَا : تو پيش از اين نمىدانستى كتاب چيست ؟ يعنى قبل از انزال قرآن علم به آن نداشتى و نمىدانستى ايمان ( اصول و فروع احكام دين ) كدام است و لكن ما اين قرآن را نورى قرار داديم كه با آن هر كس از بندگان خود را بخواهيم - پس از اين كه اصل دين را پذيرفت - به مراتب كمالات بعدى هدايت مىكنيم .