[ جنسيت فرزندان هم از خداست ]
تفسير :
ملكيت حقيقى و تسلط و حاكميت بر آسمانها و زمين از آنِ خداست ، چرا كه خلقت و حفظ و تدبير و فانى كردن آنها از آنِ اوست . هر چه بخواهد مىآفريند ، به هر كس مىخواهد دخترانى مىبخشد و به هر كس مىخواهد پسرانى عطا مىكند .
أَوْ يُزَوّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَ إِنثًا . . . : يا پسران و دختران را با هم براى كسى جمع مىكند و هر كه را بخواهد نازا قرار مىدهد چرا كه حقّاً او دانا و تواناست ، مصالح نظام اتمّ تكوين را مىداند و اجرا مىكند .
بيان : حق تعالى احوال بندگان را در اعطاى اولاد به مقتضاى حكمت و مصلحت مختلف ساخته ، پس به بعضى پسر كرامت فرموده ، و به بعضى دختر ، و جمعى را هر دو صنف عطا نموده ، و عدهاى را هيچ يك مرحمت نكرده ؛ بلكه بدون اولاد قرار داده است ، تمام اينها به مقتضاى مصلحت او باشد ، چون خواسته والدين گاهى پسر باشد نه دختر ، گاهى دختر باشد نه پسر ، يا مطلق اولاد ؛ پس آن را به مشيّت خود معلق ساخته تا ايشان آن را به مشيّت سبحانى واگذارند .
[ انواع ارتباط خدا با بشر ]
( آيهء 51 ) ( وَ مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَآىِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِىَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَآءُ إِنَّهُ عَلِىٌّ حَكِيمٌ )
اعراب :
أن يكلّمه اللَّه اسم كان ، و لبشر خبر آن است .
تفسير :
و هيچ بشرى را نسزد و ممكن نباشد كه خداوند با او سخن گويد مگر به صورت وحى ( به القاى نهانى و سريع مطلب بر قلب ، بدون وساطت حواسّ ، در خواب يا بيدارى ، به