لغت :
گفته شده عزم در اصل به معنى قصد است و در آيهء شريفه به معنى معزوم ، پس امر عزم يعنى كارى كه بايد بر آن تصميم گرفت و در آن خويشتندار بود .
تفسير :
و البته كسى كه با وجود قدرت بر انتقام در صدد انتقام نباشد و صبر كند و در گذرد حقّاً كه آن از كارهاى مهم است .
جماعتى كه موصوفاند به كمال ايمان و احسان ، عزم به اين نوع كارها مىكنند ؛ زيرا همه كس را توانايى آن نباشد كه جفا كشد و وفا نمايد .
[ فرجام گمراهان و پشيمانى ظالمان ]
( آيهء 44 ) ( وَ مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن وَلِىٍّ مّن بَعْدِهِ وَ تَرَى الظلِمِينَ لَمَّا رَأَوُاْ الْعَذَابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلَى مَرَدّ مّن سَبِيلٍ )
لغت :
مردّ مصدر ميمى به معنى بازگشت و برگشتن است .
تفسير :
و كسى را كه خداوند رها كند و دست عنايت خود را از سرش بردارد و به سبب عناد او و اين كه با وجود دليلهاى ظاهر بر راه حق و اتمام حجّت ، حق را نمىپذيرد ، نظر لطف و توفيق از او باز مىگيرد و در وادى ضلالت و گمراهى مىماند . او را پس از خدا هرگز سرپرست و ياورى نخواهد بود .
وَ تَرَى الظلِمِينَ . . . : و مىبينى - اى بيننده - ظلمكنندگان را : هنگامى كه ببينند عذاب روز قيامت را ، گويند : آيا براى بازگشتن به دنيا يا به توبه و ايمان هيچ راهى هست تا در تدارك مكافات كوشيم ؟ !