ايمان دو نصف است : نصفش صبر كردن بر حوادث وارده ، و نصف ديگر آن شكرگزارى برنعمتهاى الهى است . « 1 » أَوْ يُوبِقْهُنَّ . . . : يا آنها را ( كشتى و كشتيبان را در مقابل آنچه آنان از گناه كسب نمودهاند ) هلاك مىكند و از بسيارى از گناهان در مىگذرد .
حاصل آن كه اگر خواهد ، بعضى را به عقوبت اعمال هلاك مىكند و بعضى را بر طريق عفو نجات دهد .
[ خوش عاقبتى ايمان ، توكل ، ترك گناه و خشم و . . . ]
( آيهء 35 ) ( وَ يَعْلَمَ الَّذِينَ يُجدِلُونَ فِى ءَايتِنَا مَا لَهُم مّن مَّحِيصٍ )
اعراب :
يعلمَ عطف است بر تعليل محذوف و تقدير آن اين است : « لينتقم منهم و يعلَم . . . » يا « ليخافوا ويعلَم . . . » .
تفسير :
چنين مىكنيم تا بترسند و تا كسانى كه در آيات و نشانههاى ما مجادله و ستيزه ميكنند بدانند كه آنان را از چنگ قدرت ما گريزگاهى نيست .
( آيهء 36 ) ( فَمَآ أُوتِيتُم مّن شَىْءٍ فَمَتعُ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ مَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقَى لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَلَى رَبّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ )
تفسير :
پس آنچه به شما داده شده از وسايل گوناگون حيات موقت ، بهره و كالاى زندگى دنياست . يعنى تا زندهايد از آن بهرهور مىشويد و بعد از موت ، آن را براى ديگران
هامش
( 1 ) . مستدرك سفينة البحار ، ج 6 ، ص 155 .