نرسد و عقلًا ممكن نباشد كه آيه و معجزهاى و يا عذابى بدون اذن خدا بياورد ( و اين طور نبوده كه پيامبر ، هر معجزهاى را كه مردم بخواهند و دلخواه آنها باشد بتواند بياورد و يا به دلخواه خود معجزهاى بياورد بلكه هر جا مصلحت بوده و خداوند اذن داده آوردن معجزه انجام مىشده است . اى پيامبر ، نسبت به تو هم همين طور است و نمىتوانى به هر پيشنهادى كه از طرف مشركان مىشود جواب مثبت بدهى ؛ بلكه بايد منتظر اذن الهى باشى ) .
فَإِذَا جَآءَ . . . : پس چون فرمان خدا دربارهء هلاكت ملتى به فرشتگان صادر شود ، ميان آنها عملًا داورى به حق شود و در آن جا باطلانديشان و باطلگويان و باطلگرايان زيانكاراناند .
گفته شده : مقصود از « مبطلان » كسانى هستند كه بعد از ديدن معجزهء واضحه به جاى اين كه ايمان بياورند آوردن معجزه و يا معجزههاى ديگرى را پيشنهاد مىكنند .
[ نعم خداوند در چهارپايان ]
( آيه 79 و 80 ) ( اللَّهُ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعمَ لِتَرْكَبُواْ مِنْهَا وَ مِنْهَا تَأْكُلُونَ * وَ لَكُمْ فِيهَا مَنفِعُ وَ لِتَبْلُغُواْ عَلَيْهَاحَاجَةً فِى صُدُورِكُمْ وَ عَلَيْهَا وَ عَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ )
لغت و اعراب :
مِن در هر دو مورد « منها » به معنى « بعض » است . حاجة مفعول تبلغوا است .
تفسير :
خداوند همان كسى است كه چارپايان را براى بهرهبردارى شما آفريد و رام ساخت تا برخى از آنها را سوار شويد و از برخى از گوشت آنها مىخوريد .
وَ لَكُمْ فِيهَا . . . : و شما را در چارپايان سودهايى است ( استفادهء از شير و پشم و پوست