آراسته شد و از راه حق و توحيد باز داشته شد و نيرنگ و كيد فرعون جز در تباهى و بطلان نبود .
قطب راوندى روايت نموده كه فرعون امر نمود قصر رفيعى بنا كنند تا به عوام چنين بنمايد كه مىخواهم به آسمان بالا روم و با خداى موسى جنگ كنم . هامان به امر او بنايى ساخت كه تا آن زمان بنايى به آن بلندى ساخته نشده بود ، و اساس آن را بر كوهى نهادند .
حق تعالى كوه را متزلزل و آن عمارت را خراب نمود . « 1 » ( آيه 38 ) ( وَ قَالَ الَّذِى ءَامَنَ يقَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ )
تفسير :
مؤمن آل فرعون ششمين بار نصيحت كرد و گفت : اى قوم من ، از من پيروى كنيد تا شما را به راه درست و رسانندهء به هدف ( كه همان توحيد و ايمان به پيامبرى حضرت موسى است ) هدايت كنم . با اين گفتار به آنها اعلام كرد كه راه فرعون و پيروان او گمراهى و ضلالت است نه رشاد و هدايت ( آن طور كه فرعون ادّعا مىكرد ) .
( آيه 39 ) ( يقَوْمِ إِنَّمَا هذِهِ الْحَيَوةُ الدُّنْيَا مَتعٌ وَ إِنَّ الْأَخِرَةَ هِىَ دَارُ الْقَرَارِ )
تفسير :
و با هفتمين نصيحت خود گفت : اى قوم من ، جز اين نيست كه زندگى دنيا بهرهورى محدود و موقت است و دوام ندارد ، امّا عذاب و و بال كفر و شرك و گناه دوام دارد و همانا
هامش
( 1 ) . حياة القلوب علامهء مجلسى ، ج 1 ، ص 231 با تلخيص .