[ داستان موسى ( ع ) و فرعونيان ]
تفسير :
و به تحقيق ما موسى را با آيات و معجزات خود و برهانى آشكار و روشنگر فرستاديم .
و شايد معنى آيه اين باشد كه ما موسى را با دلايل توحيد و معجزاتى كه دلالت آنها بر پيامبرى او روشن بود فرستاديم .
ما موسى را فرستاديم به سوى فرعون ( طاغوت قبطيان كه ادّعاى خدايى مىكرد ) و هامان ( كه وزير او بود ) و قارون ( زراندوز طاغى از بنى اسرائيل ) .
تخصيص اين سه نفر به ذكر با آن كه حضرت موسى به جميع مردمان زمان خود مبعوث بود ، به جهت آن است كه تجبُّر و عناد ايشان بيشتر بود و مردم نيز مطيع ايشان بودند .
حضرت موسى عليه السلام ايشان را به توحيد دعوت و اظهار معجزه نمود ؛ ولى ايشان او را تكذيب كرده و معجزات او را انكار نمودند ، فَقَالُواْ سحِرٌ كَذَّابٌ . . . : پس گفتند كه اين مرد جادوگرى است بسيار دروغپرداز ؛ يعنى آنچه خارق عادت به ما نشان مىدهد سحر است ، و در آنچه گويد كه « خدايى هست و من فرستادهء اويم » دروغگوست .
( آيه 25 ) ( فَلَمَّا جَآءَهُم بِالْحَقّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ اقْتُلُواْ أَبْنَآءَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُو وَ اسْتَحْيُواْ نِسَآءَهُمْ وَ مَا كَيْدُالْكفِرِينَ إِلَّا فِى ضَللٍ )
لغت :
استحيوا فعل امر از باب استفعال است .
تفسير :
پس چون حق را ( يعنى توحيد و ادلّهء روشن آن و معجزات را ) از نزد ما براى آنها آورد ، به جاى آن كه حق را بپذيرند گفتند : پسران كسانى را كه با موسى به خدا ايمان آوردهاند