سبب كارى باشد كه بنده انجام داده است . يا بيشترشان نمىدانند كه اين گفتارشان و سلب نعمت از خداوند عقوبت آنهاست .
( آيه 50 ) ( قَدْ قَالَهَا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَمَآ أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَكْسِبُونَ )
تفسير :
همانا اين سخن را ( كه نعمت ، نتيجهء كار خود ماست نه از جانب خدا ) كسانى كه پيش از ايشان بودند - مانند قارون و يارانش - گفتند ، پس آنچه از اموال به دست آورده بودند عذاب را از آنها دفع نكرد ؛ بلكه موجب و بال و عذاب آنها شد .
( آيه 51 ) ( فَأَصَابَهُمْ سَيَاتُ مَا كَسَبُواْ وَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْ هؤُلَآءِ سَيُصِيبُهُمْ سَيَاتُ مَا كَسَبُواْ وَ مَا هُمبِمُعْجِزِينَ )
اعراب :
سيئات در اصل مضاف اليه « عقاب » بوده و با حذف مضاف اعراب مضاف اليه به آن داده شده است ؛ يعنى « فأصابهم عقابُ سيّئاتهم » . معاجز يعنى عاجزكننده .
تفسير :
پس كيفرهاى بدِ دستآوردشان به آنها رسيد و كسانى از اينان ( كفّار مكّه ) كه ستم كردهاند - يعنى كفر ورزيده و ناسپاسى كرده و مرتكب گناهان شدهاند - به زودى كيفرها و عقوبتهاى اعمال بدى كه انجام دادهاند به آنها مىرسد و هرگز عاجزكنندگان ما از كيفر دادن نيستند كه بتوانند ما را از عذاب كردن آنها باز دارند .
گفته شده كه بعد از نزول اين آيه كفّار در مكّه گرفتار قحطى شدند و نيز بزرگان آنها در جنگ بدر كشته شدند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 173
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٧٣