تفسير :
و مجدداً خاندان او را كه همه جز همسرش از دست او رفته بودند و مثل آنها را ، همراه آنان به او بخشيديم - يعنى اگر مثلًا سه نفر از دست او رفته بودند شش نفر به او عطا كرديم - تا رحمتى از جانب ما بر او و تذكّرى براى صاحبان خرد ناب باشد كه عاقبت صبر ، فرج و گشايش و رحمت الهى است .
( آيه 44 ) ( وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِبْ بّهِى وَ لَاتَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنهُ صَابِرًا نّعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُو أَوَّابٌ )
لغت :
ضغث به معنى تركهء نرم ، يا دستهء تركه ، يا دستهء ريحان ، يا دستهء علف و امثال اينهاست ، به اندازهاى كه در كف دست جاى گيرد . « لا تحنث » صيغهء نهى و مصدر آن حِنث و آن در اين جا به معنى شكستن قسم است .
تفسير :
ابن عباس نقل نموده كه در زمان ابتلاى ايّوب عليه السلام ابليس خود را به صورت طبيب به همسر ايّوب نمود و او مداواى ايّوب عليه السلام را از او طلبيد . ابليس گفت : او را مداوا مىكنم به شرط آن كه چون بهبودى يافت بگويد من او را شفا دادم نه غير . همسر ايّوب عليه السلام قبول نمود و كلام او را به عرض حضرت ايّوب عليه السلام رسانيد ، حضرت در غضب شد و قسم ياد نمود كه او را صد چوب بزند . « 1 » و به او گفتيم : براى وفاى به سوگندِ تأديب همسرت دستهاى از تركه برگير و با آن آهسته بر وى بزن و سوگند خود را مشكن .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 4 ، ص 478 .