تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
بدون گناه مبتلا شد ، و به درستى كه پيغمبران ، معصوم هستند ، گناه ننمايند ، و ميل به باطل نكنند و با جميع آنچه مبتلا شده بود ، بدبو و بدصورت نشد ، و در آن مدّت از او نه خونى و نه چركى خارج نشد و كسى كه او را مىديد وحشت نمىكرد ، و هيچ جاى بدن او كرم نگذاشت و دورى مردم از او به جهت فقر و ضعف ظاهرى او و به واسطهء نادانى آنها به قدر و منزلت او نزد خداى تعالى بود . « 1 » بنابراين آنچه در بعضى از تفاسير نسبت به آن حضرت نقل شده كه مثلًا بدن او كرم گذاشته بود و از اين رو مردم از او متنفر شدند ! باطل و خلاف واقع است ، و ساحت نبوّت از آن منزّه باشد ، و متكلمان شيعه ثابت نموده‌اند كه انبيا از چيزى كه موجب نفرت خلق باشد منزّه‌اند ؛ زيرا منافى و نقض غرض بعثت است . ( آيه 42 ) ( ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذَا مُغْتَسَل‌ُم بَارِدٌ وَ شَرَابٌ ) لغت : اركض صيغهء امر ، و مصدر آن ركض و آن در اين جا به معنى پا به زمين زدن است . تفسير : به او گفتيم : پاى خود را بر زمين بكوب . و چون كوبيد چشمه‌اى جوشيد ، گفتيم : اين چشمه‌سارى خنك براى شستشو و نوشيدن است . پس حضرت با آن آب بدن خود را شست و جميع امراض ظاهرى او رفع شد ، و از آن چشمه بياشاميد و تمام امراض داخلى او محو شد . ( آيه 43 ) ( وَ وَهَبْنَا لَه‌ُو أَهْلَه‌ُو وَ مِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مّنَّا وَ ذِكْرَى لِأُوْلِى الْأَلْببِ )
هامش
( 1 ) . خصال شيخ صدوق ، ج 2 ، ص 399 - 400 با تلخيص .