تفسير :
و همانا ما سليمان را دربارهء فرزندش كه مطمئن بود فرزندى برومند مىشود آزموديم و روى تختش جسد بىجان او را انداختيم ، سپس به سوى خدا بازگشت و تسليم حق شد .
نقل شده كه پسرى براى سليمان متولد شد ، جنّيان و شياطين گفتند كه اگر پسر او بماند ما نيز از پسر او محنت كشيم . پس آن حضرت ترسيد كه آسيبى به او برسانند . اين كه از شياطين و جنّيان ترسيد و بر خدا اعتماد نكرد شايستهء مقام نبوّت او نبود و ترك اولى بود .
( آيه 35 ) ( قَالَ رَبّ اغْفِرْ لِى وَهَبْ لِى مُلْكًا لَّايَنمبَغِى لِأَحَدٍ مّنم بَعْدِى إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ )
تفسير :
گفت : پروردگارا ، مرا ببخش و به من حكومتى به نحو اعجاز عطا كن كه براى احدى بعد از من سزاوار نباشد ؛ زيرا كه تويى بسيار بخشنده .
تبصره : سيّد مرتضى - رضوان اللَّه عليه - در بيان آيهء شريفه فرمايد : اين مطلب ثابت شده كه انبيا عليهم السلام سؤال نمىكنند مگر آنچه را كه مأذون باشند . « 1 » امّا علت اين خواستهء حضرت سليمان چه بوده ؟ براى ما روشن نيست .
( آيه 36 ) ( فَسَخَّرْنَا لَهُ الرّيحَ تَجْرِى بِأَمْرِهِى رُخَآءً حَيْثُ أَصَابَ )
لغت :
رخاء به معنى نرمى و آرامى است . أصاب در اين جا به معنى « أراد » مىباشد .
هامش
( 1 ) . تنزيه الانبياء ، ص 97 - 98 .