[ آرزوى خلوص و خلف وعدهء مشركان ]
( آيه 167 - 170 ) ( وَ إِن كَانُواْ لَيَقُولُونَ * لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِكْرًا مّنَ الْأَوَّلِينَ * لَكُنَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ * فَكَفَرُواْ بِهِى فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ )
تفسير :
و حقيقت ، اين است كه مشركان پيوسته مىگفتند :
اگر در نزد ما كتاب يادآورى كنندهاى از قبيل كتابهاى پيشينيان ( تورات و انجيل ) بود حتماً بندگان خالص و برگزيدهء خدا مىبوديم و به شرك و كفر و گناه آلوده نمىشديم !
اما هنگامى كه قرآن كه بهتر از كتابهاى گذشته است آمد ، به آن كفر ورزيدند و به زودى كيفر كفرشان را خواهند دانست .
شأن نزول : مشركان مىگفتند : اگر كتابى به ما نازل مىشد ، ما از شرك دست برداشته منقاد مىشديم و اوامر و نواهى آن را اطاعت مىنموديم ، چنانچه جماعتى كه پيش از ما بودند و تورات و انجيل بر ايشان نازل شد ايمان آوردند . امّا چون قرآن كه اشرف كتب سماوى است نازل شد ايمان نياوردند و بر كفرشان افزودند ، حق تعالى حضرت رسالت را اخبار فرمود كه :
[ وعدهء نصرت و پيروزى به پيامبران ]
( آيه 171 - 173 ) ( وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ * إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ * وَ إِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغلِبُونَ )
تفسير :
و به يقين كلمه و سخن ما ( قضاى حتمى و وعدهء قطعى ما ) دربارهء بندگان ما كه پيامبران و فرستادگان از جانب ما هستند در علم ازلى و لوح محفوظ گذشته است .
و آن سخن اين است : كه بىترديد آنها هستند كه از جانب ما يارىشدگاناند .