نازل شده به قرينهء وعده به نزديكشدن شكست مشركان كه اشاره به غزوهء بدر است كه در اوايل هجرت در مدينه واقع شد . و از آيهء 41 به بعد دلالت دارد كه در مدينه نازل شده به قرينهء اين كه از حال كسانى كه هجرت كردهاند و جهاد مىكنند سخن گفته است و اين پس از هجرت است . پس صدر سوره مكّى و باقى مدنى است .
معناى آيه : امر و فرمان خدا فرا رسيد ، پس شتاب در آمدن آن نكنيد .
اين خطاب به مشركان است و مراد رسيدن فرمان خدا به جنگ بدر و شكست فاحش و تاريخى مشركان است ، و خبر از نزديكى آن مىدهد به نحوى كه گويى فرارسيده و مشركان به عنوان استهزا تعجيل در آمدن آن داشتند .
[ سخنى با مشركان ]
سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ
اين جمله مستأنفه و به عنوان التفات از خطاب به غيبت است و اشاره به اين كه توهم نشود بتان قريش مىتوانند از آنچه خدا وعده داده جلوگيرى كنند ، بلكه خداوند منزه و برتر است از آنچه براى او شريك قرار مىدهند .
يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ
يعنى : خداوند ، فرشتگان خود را همراه روح به دستور خويش بر هر كس از بندگانش كه بخواهد فرومىفرستد و آنها را توصيه مىكند كه به مردم ابلاغ و تعليم نماييد كه معبودى جز من وجود ندارد ، پس از من پروا كنيد و تقوا ورزيد .
مراد از روح در اينجا دين و شريعت و كتاب آسمانى است ، زيرا همانگونه كه روح ، بدن را زنده مىكند آنها هم به پيكر جامعهء بشرى حيات مىبخشند و مجتمع انسانى را از نظر عقايد و باورها و حالات و ملكات و آداب و رفتار ، زنده و با طراوت مىسازند . و مراد از « من يشاء » پيامبران و رسولان الهى است .
خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ
يعنى : خدايى كه آسمانها و اين زمين را به حق و هدفى درست و و الا آفريده است . مراد از آسمانها ستارگان و كرات فوق است كه هر يك سماء است ، يا طبقات هفتگانه به اصطلاح شرع است . و الف لام « الأرض » عهد حضورى و اشاره به اين زمين ، يا جنس است بنابراين كه كرهء زمين نيز متعدد است . و خداوند برتر است از آنچه براى او