لغت و اعراب :
عرش : تخت ، كنايه از سلطه و حاكميت . امت : گروه ، مقدارى از زمان . حاقَ به - از باب نَصَرَ و ضَرَبَ - : احاطه كرد بر او .
[ فلسفهء آفرينش ]
تفسير :
وَهُوَ الَّذِى خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ فِى سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ
يعنى : و اوست كسى كه آسمانها و اين زمين را در شش روز بيافريد ؛ يعنى به تدريج در مدتى مساوى با شش روز روشن ، يا با شش شبانهروز يا با شش دوران درازمدت ، زيرا در آن هنگام نه روز و شب بود و نه زمان و مكان . در حالى كه تخت او بر آب بود . كنايه از اينكه تنها موجود مخلوق ، آب بود . و سلطه و مالكيّت خدا بر آب بود هرچند مقدار آن آب و طول و عرض آن معلوم نيست .
على عليه السلام مىفرمايد : فَاجْرى فيها ماءً مُتَلاطِماً تَيّارُهُ ، مُتَراكِماً زَخّارُهُ . حَمَلَهُ عَلى مَتْنِ الرّيحِ الْعاصِفَةِ . . . « 1 » و از اين كلام استفاده مىشود كه فضا و هوايى هم موجود بوده . و شرح سخن در اين باره در ذيل آيات 9 تا 12 سورهء فصّلت است .
لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
يعنى : خدا آنچه را آفريد بدين منظور بود كه شما را آزمايش نمايد كه كدام يك از حيث كردار نيكوتريد .
مراد اين است كه هدف از پديد آوردن آسمانها و زمين آفريدن بشر در آن است كه در آنجا او را فضاى زندگى و مسكنى متناسب دهد و وسايل زندگيش را فراهم سازد ، و براى تكامل روحش فرستادگانى حامل كتابهاى آسمانى و برنامههاى تكامل معنوى گسيل دارد ، تا محيط آزمايش او مهيّا گردد و به وسيلهء توجيه تكليف ، او را امتحان نمايد ، تا در موعد سنجش اعمال براى اهل آسمان و زمين معلوم گردد چه كسى عملش نيكوتر است .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء اول : سپس آبى را با امواج متلاطم و انبوه و متراكم در آن فضا روان ساخت . آن آب را بر پشتتندبادهاى جنباننده . . . سوار كرد .