تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
يعنى : و از آنان كسانى هستند كه به سخنانت گوش فرا مىدهند ؛ آيا تو توان دارى كه كرها را سخن بشنوانى هرچند آنها تعقّل نكنند ؟ ! مراد گوش‌دادن آنها به تلاوت آيات قرآن و كلمات مختلف و سخنرانىهاى پيامبر است . و اطلاق عنوان كر و عدم تعقّل دربارهء آنها و ظاهرِ استفهامِ انكارى ، اشاره به اين است كه آنها به معانى و مقاصد گفتارت نه اعتقاد دارند و نه قصد تعقّل و عمل ، پس اميدى در آنها نيست .

[ كر و كور بودن كافران ]

وَمِنْهُم مَن يَنظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تَهْدِى الْعُمْىَ وَلَوْ كَانُوا لَا يُبصِرُونَ يعنى : و از آنان كسانى هستند كه به‌سوى تو مىنگرند ؛ آيا تو توان راهنمايى كوران را دارى هرچند آنها نبينند ؟ ! مراد از نگاه آنها به پيامبر ، نظر كردن به رفتار نيكو و اخلاق پسنديده و معجزات نافذ اوست هرچند تسليم نبودند . و توصيف آنها به‌كورى و ذكر استفهام انكارى ، بيان اين است كه چون نگاه تعقّل و تأثّر و پذيرش ندارند پس كوردل‌اند ، و تو همان گونه كه كوران فاقد حسّ بينايى را ارائهء راه نتوانى ، آنها را نيز هدايت نتوانى كرد . إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَلكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ « 44 » وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كأَن لَمْ يَلْبَثوا إِلَّا سَاعَةً مِنَ النَّهَارِ يَتَعَارَفُونَ بَيْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّهِ وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ « 45 » وَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللَّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ « 46 » لغت و اعراب : شيئاً صفت مفعول مطلق مقدّر است ، به‌تقدير « ظلماً قليلًا أوكثيراً » . يوم متعلّق است به « أذكر » مقدّر . لَبِثَ زيد - از باب عَلِم - : درنگ نمود . كأن لم‌يلبثوا حال است از ضمير جمع يحشرهم . تعارف : شناختن يكديگر . امّا نرينّك اصلش « إن نُرِك » بوده ،