لغت :
شيوه جنگ دراحد
غدا زيد - از باب نَصَر - : طرف صبح رفت . بوّأه المكانَ : مهيّا كرد براى او مكان را و او را در آن جاى داد . فَشِلَ - از باب عَلِم - : ضعيف و ناتوان شد و عقب ماند .
تفسير :
« وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ »
اين آيه و آيهء بعد مربوط به جنگ احد است هنگامى كه ابوسفيان و يارانش براى جبران شكست تاريخى مشركان قريش در جنگ بدر با سپاه بسيارى كه بالغ بر سه هزار سواره و دو هزار پياده بود عزم مدينه و جنگ با پيامبر و مسلمين نمودند . پيامبر اسلام پس از اطلاع و مشورت با قوم خود دربارهء اينكه در شهر بمانند و جنگ به نحو حمله و دفاع انجام گيرد ، يا خارج شوند و جنگ در محيط باز و وسيع به نحو تقابل و تدافع باشد ، به احترام رأى اكثريت تصميم به خروج از مدينه گرفت و به سوى شِعب احد ، يعنى راهى ميان دو كوه ، روانه شد و در آنجا به تنظيم سپاه خود كه قريب هفتصد نفر بودند مشغول شد و آرايش رزمى را چنين داد كه پنجاه نفر از سربازان ماهرِ در تيراندازى به فرماندهى عبداللَّه بن جبير ، در ميان شكاف كوهى كه راه نفوذ دشمن بود قرار گيرند و بقيه در شِعب احد پشت به كوه و رو در روى سپاهيان دشمن باشند .
معناى آيه : اى پيامبر به ياد آور هنگامى را كه در مقدمهء جنگ احد صبحگاه از ميان خانوادهات بيرون شدى در حالى كه مؤمنان را كه سپاهيان جنگت بودند در جايگاههاى معيّن براى نبرد با دشمن جاى مىدادى ، و خداوند شنوا و داناست ، يعنى همواره گفتار شما و آنها را مىشنيد و افكار شما و آنها را مىدانست .
« إِذْ هَمَّتْ طَآئِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلَا وَ اللَّهُ وَلِيُّهُمَا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ »
سستى نه ، توكل آرى
يكى از حوادث مهم آن غزوه اين بود كه چون سپاه پيامبر از مدينه به سوى احد حركت كردند ، در وسط راه براى دو تيپ از آنها ، يعنى : طايفهء بنىسلمه و بنى حارثه از انصار كه حدود سيصد نفر بودند به پيروى از عبداللَّه بن ابَىّ بن سَلول ، ترس و وحشت يا ضعف اراده پيدا شد به گونهاى كه در همراهى پيامبر در شك و ترديد افتادند و وسوسهء بازگشت به مدينه در ميانشان رخنه كرد ، ولى ديرى نپاييد كه خدا يارى نمود و از ترديد بيرون آمدند و همراه لشكر روانه گشتند .