تأثيرپذيرى اعتقادى و اخلاقى و عملى و تبعيت از شئون زندگى جاهلى آنها مىشود ، نپذيرند .
« وَ مَن يَفْعَلْ ذَ لِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِى شَىْءٍ »
و هر كس چنين كند - كفّار را به ولايت بپذيرد و با آنها طرح دوستى و ارتباط باطنى و روانى بيفكند - او هيچ رابطهاى از روابط مخلوق با خدا را ندارد نظير ايمان ، محبت باطنى ، اطاعت عملى ، عبادت خضوعى ، توكل قلبى و توسل عملى . يا خداوند با او رابطهاى ندارد و هيچگونه توفيق و يارى و نصرتى در حق او روا نمىدارد .
« إِلَّآ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً »
يعنى : مگر آن كه بخواهيد از آنان به نوعى از تقيّه ، تحفّظ و پرهيز كنيد ، يعنى با پذيرش ظاهرى سلطه و ولايت ، و اظهار توافق قولى و عملى و مخالفت واقعىِ قلبى و اعتقادى رفتار نماييد . و اين استثناى منقطع است ، زيرا اين نحو رفتار ظاهرى از مصاديق پذيرش واقعى ولايت و دوستى باطنى نيست .
و توضيح اجمالى در باب تقيّه اين است كه تقيّه در لغت به معناى تحفّظ است ، نظير نگهدارى جسم بهوسيلهء لباس از سرما و گرما . و مراد از تقيّهء در دين از كفار يا غير آنها اين است كه لباسى بپوشد كه تار و پودش از گفتار و كردار كفرآميز يا فسقآور باشد ، يعنى كلماتى كفرآور گويد ، سجده در برابر بت نمايد ، واجباتى را ترك كند ، محرماتى را بهجا آورد تا جان خود را از آسيب نگه دارد .
و چون عنوان تقيّه و حفظ نفس كه از عناوين ثانويه است بر متعلّق نواهى مورد ابتلا منطبق شود حكمِ اوّلى حرمت برداشته مىشود ، چنانكه طبع عناوين ثانويه از قبيل خطا و نسيان و اكراه و اضطرار اين است ، نظير عروض ضرر بر روزه كه وجوبش برداشته مىشود ، و عروض حفظ نفس بر خوردن خمر كه حرمتش مرتفع مىگردد .
« وَيُحَذّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ »
يعنى : و خداوند شما را از غضب و عذاب خويش برحذر مىدارد ، يعنى از اسباب غضب و عذاب كه ارتكاب گناه و مخالفت با فرامين اوست ، خواه به دوستى و سرپرستى گرفتن كفّار باشد يا غير آن . و بازگشت همهء صاحبان عقل و شعور كه در دنيا تكليفى در خور ادراكشان داشتهاند بهسوى اوست تا پاداش يا كيفر خود را ببينند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 351
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٥١