تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
« تُؤْتِى الْمُلْكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَآءُ » يعنى : مُلك را به هر كس كه بخواهى مىدهى و از هر كس كه بخواهى سلب مىكنى و باز مىستانى . مراد ، اين نيست كه اموال و املاكى از قبيل غذا و لباس و خانه به ديگران مىدهى ، زيرا اينها اعطاى مِلك - به كسر - است ، بلكه مراد اعطاى مُلك - به ضمّ - است نظير بذل ولايت به انبيا و منصوبين آنها ، زيرا ولايت آنها بر نفوس و اموال جامعه از قبيل مُلك - به ضمّ - است . و اين جمله شامل سلطه‌هاى غيرشرعى نيز مىشود از قبيل ولايت سلاطين جور و ساير اهل تسلّط غيرمجاز بر جامعه ؛ و نسبت آنها به خدا از باب اين است كه مقدمات آنها را خدا داده و نيز مىتوانست مانع شود و مىتواند سلب كند هر چند براى امتحان ، اندك مدتى مهلت داده است . « وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلّ شَىْءٍ قَدِيرٌ » يعنى : و هر كس را بخواهى عزت مىبخشى - كرامت و اقتدار و شكست‌ناپذيرى مىدهى - و هر كس را بخواهى ذليل و خوار مىكنى ؛ خير در دست توست . يعنى هر خيرى كه باشد ، خواه از مقولهء افعال باطنى مكلّفان يا اخلاق درونى يا اعمال بدنى آنها ، و خواه آنچه در عالم وجود از نعم دنيا و آخرت بدان خير گفته شود ، همه در دست توست ، يعنى آنچه موجود است در قبضهء قدرت توست و آنچه قابل وجود است در تحت كلمهء كاف و نون توست . حقيقت اين است كه تو بر هر چيزى توانايى . « تُولِجُ الَّيْلَ فِى النَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِى الَّيْلِ » يعنى : شب را در روز و روز را در شب وارد مىكنى . مقدارى از شب را به تدريج از اول زمستان تا اول تابستان داخل در روز مىكنى ، و مقدارى از روز را به تدريج از آغاز تابستان تا آغاز زمستان داخل در شب مىكنى . اين تغيير در عرض شمالى كرهء زمين است ، و در عرض جنوبى مطلب برعكس بيان فوق است ، يعنى از اول تابستان تا اول زمستان شب وارد روز ، و از اول زمستان تا اول تابستان روز وارد شب مىشود . پس با نگرشى دقيق ، تبادلى به نحو دوام ميان شب و روز برقرار است . « وَتُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَيّتِ وَتُخْرِجُ الْمَيّتَ مِنَ الْحَىّ » يعنى : زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مىآورى . خداوند در مورد حيات نباتى ، نباتات را از جمادات ، و جمادات را از نباتات بيرون مىآورد چنان‌كه علف‌ها را از بذر و بذر را از علف . و در مورد حيات حيوانى ، حيوانات را از نطفه ، و نطفه را از حيوانات بيرون مىكند ، و اطلاق مرده بر نطفه يا به لحاظ آن است كه نطفه از نظر ظاهر مرده است و يا به لحاظ حالات پيش از نطفگى است .