او معبودِ به حقّى نيست ، كه زنده است به زندگى مطلق ، يعنى ازلىِ غيرمسبوق به مرگ ، اصلى افاضه نشده از ديگران ، استقلالىِ غيرعَرَضى و متّحد با ذات غير مغاير با آن است . و قيّوم است ، يعنى قائم به ذات خويش ، مستقلّ در وجود ، برپا دارندهء مستمرّ ممكنات و قيام كنندهء دائم به تدبير امور موجودات است .
نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِ مُصَدِّقًا لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ اْلإِنْجيلَ ( 3 )
مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنّاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ وَ اللّهُ عَزيزٌ ذُو انْتِقامٍ ( 4 )
تفسير :
ويژگى هاى قرآن
« نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتبَ بِالْحَقّ مُصَدّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ »
يعنى : اى پيامبر ، خداوند اين كتاب را كه تصديقكننده است آنچه را كه پيش از اوست ، به حق تدريجاً بر تو فروفرستاد .
اطلاق كلمهء « كتاب » يعنى نوشته شده بر « قرآن » به لحاظ اين است كه اين قرآن مكتوب بالفعل است از اقدم زمان در لوح محفوظ ، و مكتوب بالقوّه است كه پس از نزول ، به تدريج در صُحُف و اوراق نگارش مىيابد و تا انقراض نسل بشر مكتوب خواهد شد . و تقييد نزول آن به « حق » براى اين است كه توأم با حق و صدق و راستى و براى غرضى صحيح و هدفى بس و الا و برتر است .
و مراد از مصدّق بودنِ سابقين اين است كه اين كتاب در ميان آيات و سور و محتويات خود ، به صراحت و تكرار ، همهء پيامبرانى را كه از جانب حق بهسوى بشر ارسال شده و كتابهايى را كه از جانب او به بشر عرضه شده ، تصديق و تأييد مىكند ، و بسى سزاست كه چنين كند ، زيرا همهء رسولان از سوى يك مبدأ آمدهاند و گويى يك نفرند ، و همهء كتب از جانب يك شخص است و گويى يك كتاب است ، و همهء رسالتها و پيامها و آنچه نازل شده به هدف هدايت يك جامعهء متسلسل و مرتبط است و گويى يك فردند ، و از اين روست كه يكايك سابقين ، مبشّر لاحقين و يكايك لاحقين ، مصدّق سابقيناند .
« وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ مِن قَبْلُ هُدىً لِلنَّاسِ »
يعنى : خداوند ، پيش از اين كتاب ، تورات را كه بزرگترين و مبسوطترين كتاب آسمانى است بر