حكم وضعى و جنبهء مالى ، آنچه به عنوان ربا پيش از نزول حكم تحريم گرفته از آنِ اوست و ضامن پرداخت آن نيست ، و كار راجع به كيفرش در آخرت براى ارتكاب قبيح عقلى و فاسد اجتماعى ، يا عفو از او به لحاظ عدم فعليت حكم تكليفى حرمت ، يا پاداش دادن به او براى پذيرش نهى بعدى با خداوند است .
و ممكن است معنى اين جمله ، كلّى و اعم از مورد ربا باشد . يعنى دربارهء هر حكم تحريمى الهى حتى شرك و كفر و غيره كه مكلّف مرتكب خلاف شده ، اگر از جانب پروردگارش منعى حتى در قالب وعظ و اندرز بيايد ، چون مكلّف آنرا بپذيرد و باز ايستد دو عنوان « فله ما سلف » و « أمرُه الى اللَّه » متوجه اوست . « فله ما سلف » يعنى آنچه مرتكب شده خواه در حقوق الهى يا حق الناس ، عذاب دنيوى واخروى ندارد . و اما « أمرُه الى اللَّه » دربارهء غير مؤاخذه از آثار آن است كه مواردش مختلف است ، در برخى از موارد آثار ديگر باقى است و مكلّف بايد بدانها ملتزم شود ، مانند حقوق الناس ، قتل عمدى و خطايى راجع به ديه و كفّارات ، و ترك واجباتى كه قضا و كفّاره دارد ، و تخلّف از نذر و قسم و عهد كه كفّاره دارد ، و اتلاف اموال غير و غصب آن و غيره . و در برخى ديگر آثار باقى نيست ، مانند توبهء از شرك و كفر فىالجمله و ترك واجبات و ارتكاب محرماتى كه قضا و كفّاره ندارند . پس معناى « أمرُه الى اللَّه » دستورات مختلف خدا برحسب اختلاف موارد است . و اين آيه شبيه آيهء « إِن يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ مَا قَدْ سَلَفَ » [ انفال ، 38 ] و حديث جَبّ « 1 » با اختلاف الفاظ آن است .
« وَ مَنْ عَادَ فَأُوْلئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ »
يعنى : و كسانى كه پس از شنيدن حكم ربا و بازايستادن از ربا دوباره بدان بازگردند ، آنان ياران آتشاند و در آن جاودانند .
ظاهر حكم به خلود اين است كه عود عملى بر هر گناهى پس از پذيرش حرمت آن ، كفرآور است و از اين روست كه مستحق خلود در آتش است . ولى اين اطلاق با قواعد قطعى اسلامى مخالف است كه مخالفت عملى احكام الهى حتى ربا ، كفر نمىآورد ، و بدينجهت است كه در ذيل اين آيه دربارهء ربا گفتهاند : مراد ، عود توأم با انكار حرمت است كه سبب ارتداد و خلود است . و اين جواب در برخى ديگر از محرّمات نيز جارى است .
« يَمْحَقُ اللَّهُ الرّبَوا وَيُرْبِى الصَّدَقتِ »
هامش
( 1 ) . منظور ، حديث الاسلامُ يَجُبُّ ما قَبْلَه است ، يعنى اسلام ، احكام و آثار پيش از خود را از بين مىبرد و سبب آمرزش گناه و سقوط حقوق الهى گذشته مىگردد . .