يعنى : خدا فرمود : پس چهار قسم از پرندگان را بگير ( گفته شده آنها طاووس و خروس و كلاغ و كبوتر بوده ) و آنها را به خويش نزديك گردان تا خصوصيات كيفى و كمّى آنها را به حافظهات بسپارى . و ممكن است مراد از « فصرهنّ » اين باشد كه سرهاى آنها را از بدن جدا كن ، بدنها را قطعه قطعه كرده بكوب و مخلوط نما و سرها را سالم نگهدار . و اگر مراد معناى اول هم باشد ما بعد آيه اقتضا دارد كه اين عمل در تقدير گرفته شود .
« ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا »
يعنى : سپس بر قلهء هر كوهى از هفت كوه يا ده كوه يا همهء كوههايى كه مسكنت را احاطه نموده قسمتى از آن گوشت كوبيده قرار ده ، سپس آنها را به نام بطلب . يعنى سرهاى يكايك آنها را در دست گير و آن را به نام خود بخوان ، مثلًا اى طاووس بيا ، اى خروس بيا . آنگاه مىبينى كه شتابان نزد تو آيند . يعنى اراده و فرمان تو در مردهها همان مىكند كه ارادهء من مىكند ، و اجزاى بدن مرغان از قلهء كوهها جدا گشته با يكديگر ملتئم مىشوند و جسدشان تركب و تشكل يافته ، به لباس پرها ملبّس مىشوند و به سرهايى كه در دست دارى لاحق مىگردند و بدن تشكل كامل مىيابد .
لازم كلام اين است كه ارواح آنها كه در خارج جسد در عالم ديگرى منتظر رجوع به جايگاه خويش اند به شتاب به اجساد خود لاحق گردند ، و عنوان « و اذا النفوس زوِّجت » [ تكوير ، 7 ] همانند روز قيامت تحقّق مىيابد و مقتضاى اين مطلب اين است كه خدا خود در مقابل چشمان ابراهيم احياى اموات نكرد بلكه فوق خواستهء او به وى نيرو داد تا همانند خداوند با كلمهاى احياى اموات كند .
« وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ »
يعنى : و چون چنين ديدى ، پس بدان كه خدا عزيز است يعنى مقتدر غالب بر مراد و شكستناپذير از سوى كسى ؛ و حكيم است يعنى همهء آنچه را در جهان تكوين و تشريع به وجود مىآورد بر وفق دقت و متانت و استحكام و مصالح اكمل و نظام اتمّ است .
مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ في سَبيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ في كُلِ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللّهُ واسِعٌ عَليمٌ ( 261 )
تفسير روان (فارسى) — صفحة 290
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٩٠