خوردن آن نيست ، در صورتى كه « باغى » نباشد ، يعنى در حال قيام عليه حكومت عدل وقت نباشد ، و « عادى » هم نباشد ، يعنى بيش از حدّ ضرورت نخورد . پس اگر در حال خروج بر امام عدل و يا بيش از مقدار ضرورت بخورد حرمت آن باقى است هر چند مضطر باشد . و لازمِ مطلب اين است كه اگر باغى بخورد به حكم آيه عقاب دارد و اگر نخورد و بميرد نيز عقاب دارد كه حفظ نفس نكرده است . لكن عقلًا يكى از دو حكم از فعليت مىافتد و تابع اهمّ است و عقاب ديگرى نيز به لحاظ تكليف پيش از سقوط براى او هست .
« إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ »
يعنى : بىترديد خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است .
خداوند حكم حرمت رابراى مضطر به حال اضطرار تعميم نمىدهد و مىبخشد هر چند مىتوانست تعميم دهد ، زيرا او سخت آمرزنده و مهربان است . و به عبارت ديگر ، حلال شدن محرمات اوليه در حال اضطرار و اقتضاى عناوين ثانويه مفسدهء ذاتى عمل را كه ملاك حرمت است برنمىدارد ، بلكه بر طرف شدن حكم آن ، معلول غفران و رحمت حق است .
بدان كه هر حيوانى كه به نام غير خدا سربريده يا نحر گردد ميته است ، پس مجموع محرّمات مذكور در اين آيه سه قسم است : ميته ، خون و خوك . و بنابراين ذكر « ما اهلّ به لغير اللَّه » مستقلًا براى اهميت و شدّت حرمت آن است كه مصاديق آن در اين عصر از حدّ و حصر بيرون است .
إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللّهُ مِنَ الْكِتابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَليلًا أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ في بُطُونِهِمْ إِلَّا النّارَ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ ( 174 )
أُولئِكَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى وَ الْعَذابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَما أَصْبَرَهُمْ عَلَى النّارِ ( 175 )
ذلِكَ بِأَنَّ اللّهَ نَزَّلَ الْكِتابَ بِالْحَقِ وَ إِنَّ الَّذينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتابِ لَفي شِقاقٍ بَعيدٍ ( 176 )
تفسير روان (فارسى) — صفحة 183
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٨٣