گروه در طول تاريخ عمرشان صادر شده . و مراد از دستانشان خودشان است از قبيل نسبت فعل به بعض اعضاى فاعل به لحاظ آن كه اغلب كارهاى او به وسيلهء آن صادر مىشود .
« وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ »
يهود و عشق به طول عمر
يعنى : و خداوند به حال ستمكاران - به همهء عقايد فاسد باطنى و صفات رذيلهء درونى و قبايح اعمال بدنى ، و بالأخره به همهء خطورات قلبى آنها - داناست .
أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ يُعَمَّرَ وَ اللّهُ بَصيرٌ بِما يَعْمَلُونَ ( 96 )
لغت و اعراب :
وَدَّهُ - از باب مَنَع - : دوست داشت و آرزو كرد حصول آن را . حياة نكره است و دلالت بر نوعى حيات ، هر چند ذليلانه دارد . من الذين به تقدير « و أحرص من الذين » است . احدهم در قوهء نكره است و افادهء عموم مىكند . لو موصول حرفى است و با فعل بعدش تأويل مصدر مىرود . زحزحه عن مكانه او را از جاى خودش دور كرد و زايل نمود . أن يعمّر به تأويل « تعميره » بدل است از ضمير « ما هو » .
تفسير :
« وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ » يعنى : و يكى از اوصاف زشت يهودان اين است كه آنها را حريصترين مردم به نوعى از زندگى در دنيا مىيابى هر چند توأم با خفّت و خوارى باشد ، و بلكه بيشتر از كسانى كه شرك ورزيدهاند حرص دارند ، در حالى كه مشركان به عالم ديگر اعتقاد ندارند و تنها اميد و آرزويشان همين دنياست ولى آنها اعتراف به جهان ديگر دارند .
« يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَ مَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ »
يعنى : هر يك از آنها دوست دارد كه در اين جهان هزار سال عمر داده شود ، در صورتى كه عمر هزار ساله ، او را از عذاب آخرت دور نمىكند و نجات نمىبخشد ، چرا كه طبق تقدير حتمى خداوند اين جهان را صلاحيت بقاى دائم نيست و جانداران هر چه در آن توقف كنند بالأخره فنا