آزاد كردن برده
1 - شيخ طوسى از قول اشعث ، از امام حسن عليه السلام دربارهء مردى نقل كرده است كه از دنيا مىرود در حالى كه قرض دار است و به بردهء خودش اجازه داده تا تجارت كند و آن برده نيز خود قرض دارد ؟
فرمود : « اوّل بايد قرض مولايش را ادا كند ! » « 1 »
2 - ابن شهرآشوب از انس نقل كرده مىگويد : كنيزى به حسنبن على عليهما السلام يك دسته گل هديه داد ، امام عليه السلام در مقابل فرمود : « تو در راه خدا آزادى ! » . علّت عمل آن حضرت را پرسيدم ؟ فرمود : اين ادبى است كه خداوند به ما آموخته و فرموده است :
« إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها »
« 2 »
،
بهتر از هديهء او آزاد سازى او بود ! » « 3 »
3 - هيتمى از حسنبن على عليهما السلام نقل كرده ، مىگويد : آن حضرت وارد وضوخانه ( دستشويى ) شد ، لقمه يا تكه نانى در مجراى ( بول ) يا غايط افتاد ، امام عليه السلام آن را برداشت و پاك كرد و تميز شست و آن را به غلامش داد و فرمود : وقتى كه وضو گرفتم به يادم بياور ! همين كه وضو گرفت به غلام گفت : آن لقمه يا تكه نان را به من بده ! عرض كرد :
آقا جان ! من آن را خوردم !
فرمود : برو ! تو در راه خدا آزادى !
غلام پرسيد : آقا جان ! براى چه مرا آزاد كردى ؟
فرمود : چون از ( مادرم ) فاطمه دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم ، از
هامش
( 1 ) - استبصار : 4 / 20 .
( 2 ) - نساء / 86 : هنگامى كه كسى به شما تحيّت گويد ، پاسخ آن را به طرز بهتر بدهيد !
( 3 ) - مناقب ابن شهرآشوب : 2 / 156 .