مىگيرند چون بچه تا وقتى كه دوشيزگى او زايل نشود ، به دنيا نمىآيد !
سپس منتظر مىمانند تا بچه به دنيا بيايد ، آنگاه بر او حد را جارى مىكنند ؛ بچه رامى گيرند و به مردى كه صاحب نطفه بود ، مىدهند و آن زن شوهردار را نيز سنگسار مىكنند .
راوى مىگويد : اميرالمؤمنين عليه السلام از ماجرا اطّلاع يافت ، در حالى كه مردم مىخنديدند داستانرا براى آن حضرت نقل كردند ، فرمود : من حكمى جز حكمى كه حسن عليه السلام كرده است ، ندارم ، و در روايتى آمده است : اگر ابوالحسن ( على ) عليه السلام آنها را ديده بود حكمى جز حكم حسن عليه السلام نداشت . » « 1 »
3 - همو از كتاب « من لا يحضره الفقيه » نقل كرده است كه از آن حضرت راجع به كنيزى پرسيدند كه هوويش بر او جسته و دختران عمويش او را گرفتهاند ، ، و آن زن هوو با انگشتش كنيز را افضا كرده ( مخرج بول و غايط اورا يكى كرده ! ) است .
امام عليه السلام فرمود : « بر عهدهء زن افضا كننده است : مهريّهء آن كنيز بعلاوهء صد تازيانه ! و نيز آن دخترانى كه او را گرفتهاند ، هر كدام هشتاد تازيانه مىخورند . » « 2 »
هامش
( 1 ) - مناقب : 2 / 150 .
( 2 ) - مناقب : 2 / 150 .