پرسيدند : مگر آن آب چيست ؟
گفتم : به خاطر مريضى كه دارم مىخواهم به قصد دواء مقدارى از آن آب تلخ و شور بياشامم به اميد اينكه بدنم را سبك كند و شكمم را نرم و ملايم گرداند !
فرمودند : گمان نمىكنيم كه خداى عزّوجلّ در چيزى كه لعنت و نفرين كرده است ، شفا قرار داده باشد !
پرسيدم : چرا نفرين كرده باشد ؟ !
گفتند : چون قوم نوح عليه السلام او را غمگين و ناراحت كردند ، خداى تبارك و تعالى درهاى آسمان را با آبى فراوان و پياپى گشود و به زمين وحى فرمود ، ولى چشمههايى از زمين نافرمانى او را كردند و خداوند آب آنها را بسيار تلخ و شور گردانيد ! » .
و در روايت حمدانبن سليمان آمده است كه آن دو بزرگوار فرمودند : « ابوسعيد ! تو سراغ آبى مىروى كه منكر ولايت ماست ؛ در هر روز خداى عزّوجلّ سه مرتبه ولايت ما را بر آبها عرضه كرد و آن آب نپذيرفت ، در حالى كه ولايت ما زلال و خوشگوار است ، و هر چه ولايت ما را انكار كرد خداى عزّوجلّ آن را تلخ و يا چون نمك شور قرار داد . » « 1 »
هامش
( 1 ) - كافى : 6 / 389 .