آنگاه پرسيدند : كجا مىروى ؟ گفتم : به جانب همين آب !
فرمودند : اين آب چيست ؟
گفتم : آبى كه در اين محيط مىآشامند ، بدن را سبك و آرام مىكند ، و گرما را از تن آدمى بيرون مىبرد و شكم را نرم و ملايم مىسازد ، اين آب داراى رمز و رازى است !
فرمودند : ما گمان نمىبريم كه خداى تعالى در چيزى شفا قرار داده باشد كه بخشى از آن را لعن كرده و از رحمت خود بدور دانسته است .
پرسيدم : براى چه آن طور شده است ؟
فرمودند : « خداى تبارك و تعالى ، وقتى كه قوم نوح عليه السلام او را غمگين و متأسف كردند ، درهاى آسمان را با آبى فراوان و پياپى گشود ، « 1 » و خداوند به زمين فرمان داد ، و در نتيجه چشمههايى از زمين نافرمانى او را كردند و خداوند آنها را لعن و نفرين كرد و آب آنها را آب بسيار تلخ و شور گردانيد ! » . « 2 »
2 - محمدبن يعقوب ، از ابوسعيد عقيصا نقل كرده ، مىگويد : بر حسن و حسين صلى الله عليه و آله مرور كردم در حالى كه آنها با بى جامه داخل فرات خودشان را خنك مىكردند ! عرض كردم : پسران رسول خدا ! شما بى جامهتان را ضايع كردهايد !
فرمودند : ابوسعيد ! ضايع كردن بى جامه بهتر از ضايع كردن دين است چون آب ساكنانى چون ساكنان زمين دارد .
سپس فرمودند : مىخواهى كجا به روى ؟
عرض كردم : طرف آن آب !
هامش
( 1 ) - اشاره به آيهء 11 سورهء قمر دارد .
( 2 ) - محاسن : ص 571 .