كرد ، امام عليه السلام تصميم گرفت امام حسن را بزند ( تعزير كند ) و فرمود :
چه چيز باعث شد كه تو پيش از تقسيم ، اين كار را بكنى ؟
عرض كرد : چون ما هم ( مثل ديگران ) در آن حقى داريم ! اكنون برمىگردانم !
على عليه السلام فرمود : چون طرف تو پدرت بود ؟ ! هر چند كه تو حقى در آن داشتى ولى پيش از اينكه ديگر مسلمانان از حقّشان استفاده كنند تو نبايد از حق خود استفاده مىكردى ! اگر من نديده بودم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله سراسر بدنت را مىبوسيد ، ضربت دردناكى وارد مىكردم ، سپس يك درهم به قنبر داد و فرمود : با اين پول بهترين عسلى را كه مىتوانى ( عوض آن ) بخر ! » « 1 »
5 - حافظ ابن شيبه از معاويةبن قرّه نقل كرده ، مىگويد : از حسنبن على عليهما السلام راجع به پنير پرسيدند ؟ فرمود : « باكى نيست ، كارد را بگذار و بسماللَّه بگو ! » « 2 »
آشاميدنيها
1 - برقى از ابوسعيد ديناربن عقيصا تميمى نقل كرده ، مىگويد : از كنار حسن و حسين عليهما السلام گذشتم ، در حالى كه داخل آب فرات خودشان را خنك مىكردند و بى جامه بر تن داشتند و مىگفتند : « آب ساكنانى همچون ساكنان خشكى زمين دارد . »
هامش
( 1 ) - مناقب : 1 / 312 .
( 2 ) - المصنّف : 8 / 100 - كنايه از اينكه خوردن پنير هيچ منعى ندارد ، در حديث است كه خوردنش با گردو دواست - م .