يعنى : در محبت دوستت ميانه رو باش و اسرار خود را پيش او فاش نساز ؛ زيرا ممكن است روزى دشمن تو شود .
39 - . . . عارِفاً بِأَهْلِ زَمانِهِ مَسْتَوْحِشاً مِنْ اوْثَقِ اخْوانِهِ . « 1 »
يعنى ؛ در مدح علماء باللَّه و ممدوحين مىفرمايد : ( آنان كسانى هستند ) عارف به اهل زمان و متوحش از موثقترين برادران ( دينى ) خود هستند .
علاوه بر احاديث گذشته كه سوء ظنّ را مدح و توصيه مىكند و آن را حزم و احتياط ناميده و مؤمنان را به دورانديشى و سوء ظن تشويق مىكند . « 2 » در بعضى از احاديث هم نتايج مثبت سوء ظن را بيان كرده و گاهى هم آن را علامت عقل و كمال آن معرفى مىكند در روايات فراوانى آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام عملًا به سوء ظّن ترتيب اثر مىدادند ، مناسب است چند مورد از آن را به عنوان مثال ذكر كنيم :
1 - اخَذَ علَيٌّ عليه السلام : مَنِ اتَّهَمَهُ بِالْجاسوُسِيَّةِ فَاحْلَفَهُ فَحَلَفَ كاذِباً فَدَعا عَلَيْهِ فَعَمِيَ . « 3 »
يعنى : على عليه السلام كسى را به اتّهام جاسوسى گرفته و او را قسم داد و او به دروغ قسم خورد ، حضرت او را نفرين كرده و آن شخص كور شد .
2 - مُنْذِر بن جارُود كه از طرف اميرالمؤمنين عليه السلام والى اصطخر بود ، متهم به اختلاس از بيت المال شد به آن حضرت گزارش شده بود كه سى هزار . . . از بيت المال برداشته است حضرت او را احضار و سى هزار . . . را مطالبه نمود ، منذر منكر شد ، على عليه السلام خواست كه منذر قسم بخورد و او حاضر به قسم خوردن نشد و حضرت او را بازداشت و زندانى كرد .
صَعْصَعَة ، شوهر خواهر منذر عرض كرد : من سى هزار را ضمانت مىكنم او را آزاد كنيد .
حضرت فرمود : هنوز سى هزار . . . ثابت نشده ، منذر قسم بخورد و آنگاه آزاد شود . « 4 »
به طورى كه مىبينيم حضرت شخصى را به اتّهام جاسوسى پيش از آنكه تهمت
هامش
( 1 ) - مستدرك ، ج 2 ، ص 63 .
( 2 ) - مثلًا گاهى مىفرمايد : با سوء ظنّ ، خودتان را حفظ كنيد و گاهى مىگويد : به برادر خود هم وثوق كامل نداشته باش و يا گويد : نسبت به برادر دينى خود شرايط مودّت كامل را مراعات كن ولى اعتماد كامل به وى نداشته و همهء اسرار خود را پيش او برملا نكن و گاهى مىگويد : همواره سوء ظنّ داشته باش و گاهى هم حزم را تفسير به سوء ظنّ مىكند ؛ چنان كه امام مجتبى عليه السلام در جواب پدر بزرگوارش حزم را چنين معنى فرمود : الْاحْتِراسُ مِنَ النّاسِ بسوءِ الظَّنِّ ( نگهدارى خويشتن از گزند مردم به وسيلهء سوء ظنّ ) .
( 3 ) - ارشاد مفيد ( ره ) ، ص 166 .
( 4 ) - انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 163 ؛ غارات ثقفى ، ص 522 ؛ ذيل معادن الحكمة ، ص 283 ؛ نهج السعادة ، ج 5 ، ص 22 ؛ قاموس الرجال ، ج 9 ، ص 122 ؛ يعقوبى ، ج 2 ، ص 193 - 194 .