در اين آيه كريمه چند حكم اجتماعى و مهم بيان شده است :
1 - ظن ( گمان ) بد در حق برادران دينى .
2 - تجسس از احوال درونى و اسرار مردم .
3 - غيبت كردن يعنى پشت سر برادر دينى چيزى بگويند كه اگر بشنود ناراحت شده و بدش بيايد .
آنچه اكنون موردنظر مىباشد تجسس است و قرآن كريم مؤمنان را از آن نهى مىكند و نهى هم دلالت بر حرمت دارد ، علاوه بر اينكه حرمت تجسس ، مورد اتفاق و اجماع است و هيچگونه خلافى در آن نيست .
بعضى از قرّاء آيهء شريقه را « لا . تَحَسَّسُوا » و با حاء مهمله خواندهاند .
بين علما در معناى تجسس و تحسس و فرق ميان اين دو كلمه ، اختلاف است : آيا هر دو يك معنا دارد ؟ يا فرقى هست و آن فرق چيست ؟
اخفش مىگويد :
اين دو كلمه از جهت معنى از همديگر دور نيستند ؛ زيرا معناى تجسس از چيز پوشيده و مستور تفتيش نمودن است و تحسس دنبال خبر رفتن است ، خواه مستور باشد يا غير مستور . « 1 »
ابوعبيده گفته :
كه تجسس و تحسس هر دو به يك معنى هستند و هيچ فرقى ، با هم ندارند . « 2 »
و برخى گفتهاند :
كه تجسس ، تفتيش كردن ( از چيز مستور و مخفى ) است و روى اين جهت است كه به شخص كنجكاو ، جاسوس مىگويند و تحسس ، در محسوسات است يعنى در چيزهايى كه با يكى از حواس درك مىشود ، و قول اخفش معروف است . « 3 »
و بعضى هم گفتهاند كه :
تجسس در شر است و تحسّس در خير .
هامش
( 1 ) - قرطبى ، ج 16 ، ص 333 ؛ مجمع البيان ، ج 9 ، ص 137 .
( 2 ) - مجمع البيان ، ج 9 ، ص 137 ؛ كشاف ، ذيل آيهء شريفه .
( 3 ) - قرطبى ، ج 16 ، ص 333 ؛ مجمع البيان ، ج 9 ، ص 137 .