نسبت هستى تو با هستىها
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
« 1 » ؛ ( هر زمان ، او در كارى است . ) و نسبت نيستىها با هستى تو
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ
« 2 » ؛ ( هر چه بر [ زمين ] است فانىشونده است . ) يگانگى تو در ازل و ابد به يك قرار منزه و مبرّا از اضافه و نسبت اندك و بسيار .
- آن كيست تو را داند تا بر تو ثنا خواند ؟ هم سپاس توست كه بر جناب تو بر كار است و هم ستايش توست كه تو را سزاوار است .
شعر
- در آن مجلس عزيزان جمله حاضر * بدين درويش هر يك گشته ناظر
يكى كو بود مرد كار ديده * ز ما صد بار اين معنى شنيده
مرا گفتا جوابى گوى دردم * كز آن جا نفع گيرد جمله عالم
تا اين كه مىگويد :
- به يك لحظه ميان جمع بسيار * بگفتم جمله را بىفكر و تكرار
به طور مختصر هر خطى را به خطى جواب نوشت و فرستاد ، سپس ابياتى بر آن افزوده و نام آن را گلشن راز گذاشت كه مجموع آن 992 بيت شد . گفتهاند : جوابهاى هيچ يك از علما و فضلا و مشايخ غير از جواب شيخ محمود مورد پسند اميرحسين حسينى واقع نشد و نيز نقل است كه : آنها را در سن هيجده سالگى گفته است .
- موانع تا نگردانى ز خود دور * درون خانه دل نايدت نور
موانع چون در اين عالم چهار است * طهارت كردن از وى هم چهار است
نخستين پاكى از احداث و انجاس * دوم از معصيت و ز شرّ وسواس
سيم پاكى ز اخلاق ذميمه است * كه با وى آدمى همچون بهيمه است
چهارم پاكى سرّ است از غير * كه اين جا منتهى مىگرددت سير
هامش
( 1 ) . سورهى الرحمان ، آيهى 28 .
( 2 ) . سورهى الرحمان ، آيهى 26 .