صورت نبندد با آن كه شعاع از غايت ظهور در آن حالت غيرمريى نمايد تا آن جا كه طايفهاى انكار آن مىكنند . نورى كه واسطه ادراك شعاع بود بدان قياس بايد كرد ،
نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ
« 1 » ؛ ( نورى بر روى نور ، خداوند هر كس را كه بخواهد به نورش هدايت مىكند . )
- هدايت عام ، لازم معرفت است
الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
« 2 » ؛ ( گفت :
« پروردگار ما كسى است كه هر چيزى را خلقتى كه درخور اوست داده ، سپس آن را هدايت فرموده است . )
- توجه به مقصد حقيقى تابع هدايت است ،
وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها
« 3 » ؛ ( و براى هر كسى قبلهاى است كه وى روى خود را به آن [ سوى ] مىگرداند . )
- محيط خطوط طرق نقطه هستىها ، جز نيستى نيست كه عين هستى است كه جناب مقدس او تعالى شأنه از كثرات مبرّاست ،
اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطاً
« 4 » ؛ ( و خدا همواره بر هر چيزى احاطه دارد . )
- چون در محضر انسانى مرتبت به نهايت رسيده و صفات و اسماء به كليّت در او ظاهر شده ، اعتراف به نطق خاص و به صفت اضافى صادر گشت ،
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى
« 5 » ؛ ( و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ، ذريّهى آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت كه آيا پروردگار شما نيستم ؟ گفتند : « چرا ، گواهى داديم » )
- حمد بىحدّ و ثناى بىعدد حضرت ذوالجلالى را كه آثار قدرت او در عالم آفاق و انفس چون آفتاب جهان تاب در چشم اهل بصيرت تابان است ، كقوله تعالى :
سَنُرِيهِمْ
هامش
( 1 ) . سورهى نور ، آيهى 35 .
( 2 ) . سورهى طه ، آيهى 50 .
( 3 ) . سورهى بقره ، آيهى 148 .
( 4 ) . سورهى نساء ، آيهى 126 .
( 5 ) . سورهى اعراف ، آيهى 172 .