تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
نوزده‌گانه بر وى مشكل مىشود . جهت حلّ ، آن سؤالات را منظوماً مىنويسد و با قاصد به علما و فضلا و مشايخ اهل معرفت ديار مختلف مىفرستد . در ماه شوال سال 717 كه رسول ، آن نامه را به تبريز مىآورد بنا به قول خود شيخ نجم‌الدّين محمود :
رسول آن نامه را برخواند ناگاه * فتاد احوال او حالى در افواه
گفتار - هستى [ حق ] - تبارك‌وتعالى - پيداتر از همه هستىها است ؟ زيرا كه او به خود پيداست و پيدايى ساير هستىها با اوست
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 1 » ؛ ( خدا نور آسمان‌ها و زمين است . ) - دليل هستى او به حقيقت جز او نيست كه هيچ گونه كثرت را به هستى او راه نيست و دليل را از هستى ناگزير بود
أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
« 2 » ؛ ( آيا كافى نيست كه پروردگارت خود شاهد هر چيزى است ؟ ) - هستى او - تبارك‌وتعالى - نماينده خود است كه نمايندگى حقيقى جز از هستى حقيقى نيايد ،
أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 3 » ؛ ( مگر درباره‌ى خدا - پديد آورنده‌ى آسمان‌ها و زمين - ترديدى هست ؟ ) - ادراك هستى حق كه اعرف و اظهر است ، مقدّم است بر ادراك نفس كه نفس از عالم امر است ،
وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ
« 4 » ؛ ( و خدا بر امرش غالب است . ) و از اين جهت ، نسيان حق را مستلزم نسيان نفس نمود كه نسيان بعد از معرفت بود ،
نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ
« 5 » ؛ ( خدا را فراموش كردند و او [ نيز ] آنان را دچار خودفراموشى كرد . ) تمثيل براى اين مطلب ذكر مىنمايد كه ادراك مبصر بىواسطه نور ديگر چون شعاع
هامش
( 1 ) . سوره‌ى نور ، آيه‌ى 35 . ( 2 ) . سوره‌ى فصلت ، آيه‌ى 53 . ( 3 ) . سوره‌ى ابراهيم ، آيه‌ى 10 . ( 4 ) . سوره‌ى يوسف ، آيه‌ى 21 . ( 5 ) . سوره‌ى حشر ، آيه‌ى 19 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 68 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)