در مسجد اگر روى چنان رو كه تو را * در پيش نخوانند و امامت نكنند
مردان خدا ميل به هستى نكنند * خودبينى و خويشتنپرستى نكنند
آن جا كه مجرّدان حق مىنوشند * خُمخانه تهى كنند و مستى نكنند
خواهى كه تو را رتبه ابرار رسد * مپسند كه از تو بر كس آزار رسد
از مرگ مينديش و غم رزق مخور * كاين هر دو به وقت خويش ناچار رسد
تا مرد به تير عشق بىسر نشود * در حضرت معشوق مطهّر نشود
هم دوست طلب كنى و هم جان خواهى * آرى خواهى ولى ميسّر نشود
شاها دل آگاه گدايان دارند * سررشته عشق بينوايان دارند
گنجى كه زمين و آسمان طالب او است * چون درنگرى برهنهپايان دارند
علمى كه حقيقى است در سينه بود * در سينه بود هر آن چه درسى نبود
صد خانه پر از كتاب كارى نايد * بايد كه كتابخانه در سينه بود
رندان بىمعرفت به اقبال كشند * نه چون ديگران دردى اشكال كشند
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 65
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٦٥