تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤

( 3792 ) ابو اميّه وهيب ابن ورد مكّى « 1 »

از ابرار و متّقين است كه در قرن دوّم مىزيست . حكايت - « بينا أنا واقف فى بطن الوادى إذ أنا برجل قد أخذ بمنكبى فقال : يا وهيب ! خَف اللَّه ؛ لقدرته عليك و استحى منه ؛ لقُربه منك . قال : فالتفتُّ فما رأيتُ أحداً . » در حالى كه در وسط وادى ايستاده بودم مردى را ديدم كه شانه‌ام را گرفت و گفت : اى وهيب ! از خدا بترس چون بر تو قدرت دارد و از او حياء كن به جهت اين كه به تو نزديك است ، وهيب گويد : متوجه شدم و كسى را نديدم . گفتار - « الزّهد فى الدّنيا أن لا تأسى على مافاتك منها و لا تفرح بما أتاك منها . » زهد در دنيا آن است كه بر آن چه از دنيا از دستت ميرود اندوهناك نشوى و خوشحال نشوى به آن چه از دنيا به تو مىرسد . - « إن استطعتَ أن لا يشغلك عن اللَّه تعالى أحد فافعل . » اگر بتوانى كه كسى تو را از خداوند متعال باز ندارد انجام ده . - « عجباً للعالِم ، كيف تجيبه دواعى قلبه إلى ارتياح الضحك و قد علم أنّ له فى القيامة روعاتٍ و وقفات و فزعاتٍ ، ثمّ غشى عليه . » تعجب است براى عالم ، چگونه انگيزه‌هاى قلبش او را به نشاط خنده اجابت مىكند در حالى كه مىداند براى او در قيامت موجبات ترس و توقف‌ها و وحشت‌هايى است ، سپس
هامش
( 1 ) . مكى : منسوب به مكّه مكرمه .