الغرور . »
كسى كه دنيا را بشناسد ، بىرغبت مىشود در آن و كسى كه خدا را بشناسد رضايت او را انتخاب مىكند و كسى كه خود را نشناسد پس او در بزرگترين غرورهاست .
- « ما ابتلى اللَّه - عزّوجلّ - عَبداً بشىء أشدُّ من الغفلة عنه والفترة ، وإذا أحبّ اللَّه عبداً أعاذه من الغفلة والمنام . »
خداوند - عزّوجلّ - بندهاى را به چيزى مبتلا نكرد كه سختتر از غفلت و سستى از او باشد و وقتى خداوند بندهاى را دوست داشته باشد او را از غفلت و خواب پناه مىدهد .
- « كلّما ارتفعت منزلةٌ للقلب ، كانت العقوبة إليه أسرع . »
هر زمان جايگاه قلب بالا رود ، عقوبت به سوى او سريعتر مىشود .
- « الصبر زاد المضطرّين ، والرضا درجة العارفين ؛ فمن صبر على صبر ، فهو برّ الصابرين . »
صبر ، توشه درماندگان است و رضا درجه عارفان ، پس كسى كه صبر كند بر صبرش ، او صابرترين صابران است .
- « من فرّ بدينه إلى اللَّه - عزّوجلّ - ، وهو يتّهمه في رزقه ، فهو يفرّ إليه لا له . »
كسى كه با دينش به سوى خداوند - عزّوجلّ - فرار كند ، در حالى كه او را در رزقش متهم مىكند ، پس او براى خدا فرار مىكند نه به سوى او .
- « كلّ موجود فى الدنيا لايكون عوناً على تركها ، فهو عليك لا لك . »
هر موجودى در دنيا كه كمك بر ترك دنيا نباشد ، آن بر ضرر توست نه به نفع تو .
- « لك ثلاث خصال من صفات الأولياء : الثقة باللَّه تعالى في كلّ شىء ؛ والفناء بالإستناد إليه من كلّ شىء ، والرجوع إليه فى كلّ حال . »
براى توست سه صفت از صفات اوليا : اطمينان به خداوند متعال در هر چيز ، فناى از هر چيز با استناد به خدا و رجوع به سوى او در هر حال .
- « الإرادة هو أن تشير إلى اللَّه تعالى ، فتجده أقرب من الإشارة ؛ والتوكّل ردُّ الأمر كلِّه
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 180
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٨٠