إلى واحد ؛ ونقصان كلّ مُخلِص فى إخلاصه رؤية إخلاصه ، وكماله شهود الرياء فى أحكامه . »
اراده آن است كه به خداوند متعال اشاره كنى و او را نزديكتر از اشاره بيابى و توكّل ، رد كردن تمامى امور است به يكى ، و كمبود اخلاص هر مخلصى ديدن اخلاصش مىباشد و كمال آن ديدن رياست در اخلاصش .
- « الأنس باللَّه استبشار القلوب بقرب اللَّه - عزّوجلّ - ، وسرورها به ، ونظرها فى سكونها إليه ، وغفلتها عن كلّ ما سواه ، و أن لاتشير إليه حتى يكون هو المشير إليها . »
انس به خداوند بشارت پيدا كردن دلها به قرب خداوند - عزّوجلّ - و سرور آنها به خداوند و نظر آنها در اطمينانش به او و غفلت آنها از هر چه غير او است و اين كه تو اشاره به او نكنى تا اين كه او اشاره به دلها كند .
- « من اغترّ بصفاء العبوديّة ، فقد انقطع عن نفسه وسكن إلى ربّه - عزّوجلّ - ، وحينئذٍ يسلِم من الإستدراج ، وهو هنا فقدان اليقين ، لأنّه باليقين يستبين فوائد المغيب . »
كسى كه به صفاى بندگى مغرور شود ، نسيان ربوبيت بر او وارد مىشود و كسى كه صنع پروردگار را در اقامه بندگى مشاهده كند ، پس به تحقيق از خودش بريده است و به پروردگار - عزّوجلّ - اطمينان پيدا كرده است و در اين هنگام از عقبگرد سالم مىماند و آن نداشتن يقين است زيرا با يقين فايدههاى غيب آشكار مىشود .
- « الكشف سواطع نور لَمَعت فى القلوب بتمكين معرفة حَملة السرائر فى الغيوب من غيب إلى غيب حتّى يشهد الأشياء من حيث يَشهدُها الحقّ ، فيتكلّم عن ضمائر الخَلق ؛ وإذا ظهر الحقّ على السرائر ، لم يبقَ لها فضلُه ولا رجاء ولا خوف . »
كشف ، درخشندگى نورى است كه در دلها مىتابد به واسطه جاگرفتن معرفتى كه كه باطنها آن را در غيبها حمل مىكند از غيبى به سوى غيبى ، تا اين كه اشياء را مشاهده كند از آن جهت كه حق آنها را مشاهده مىكند ، پس از باطن مخلوقات سخن مىگويد و وقتى حق تعالى بر باطنها ظاهر گرديد ، براى آنها فضيلت و اميد و خوفى باقى نمىماند .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 181
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٨١