در وجود آيد از خير و شر بدان فعل از نفس خويش راضى نباشد و پيوسته نفس خود را ملامت كند .
- ادب مريد به جاى آوردن حرمت پيران و نگاه داشتن حرمت برادران و دست از شبهات نگاه داشتن و آداب شريعت و متابعت نگاه داشتن و از موافقت هواى نفس دورى كردن است .
- در صحبت اهل صلاح ، صلاح دل پديد آيد و در صحبت اهل فساد ، فساد دل .
- فراغت دل خالى بودن آن است از آن چه اهل دنيا دست در آن زدهاند از فضول دنيا .
- جمله معرفت ، صدق افتقار است به خداى تعالى .
- حكما حكمت به خاموشى و تفكر يافتند .
- توكّل ، وداع طمع است از هر چه طبع و نفس و دل بدان ميل كند . « 1 »
( 3609 ) بابا منصور
اهل معرفت و از شاگردان اخلاقى و ملازمين باباحسن ولى - متوفى به سال 610 - است . مزارش در سرخاب تبريز در خانقاهى است كه در آن بودهاند . « 2 »
( 3610 ) سيد زقّه منصور
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 88 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 197 ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 87 ؛ تذكرة الاولياء ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 353 .
( 2 ) . روضه اطهار ( تاريخ حشرى ) ، شمارهى 93 .