- « طلب الجنّة بلا عمل ذنب من الذنوب ؛ و انتظار الشفاعة بلا سبب نوع من الغرور ؛ وارتجاء رحمة مَن لايُطاع جهلٌ وحمق . »
طلب بهشت بدون عمل ، گناهى است از گناهان و انتظار شفاعت بدون سبب ، نوعى از غرور است و اميد به رحمت كسى كه اطاعت نمىشود ، نادانى و احمقى است .
- از وى پرسيدند :
« ما حقيقة الوفاء ؟ قال : إفاقة السرّ عن رقدة الغفلات ، وفراغ الهمّ عن فضول الآفات . »
حقيقت وفا چيست ؟ گفت : بيدار شدن باطن از خواب غفلتها و فارغ شدن همت از آفتهاى زيادى .
- پرسيدند :
« بم تخرج الدنيا من القلب ؟ قال : بصفاء الودّ ، وحسن المعاملة ؛ وللصفاء علامات ثلاث : وفاء بلا خلاف ، وعطاء بلا سؤال ، ومدح بلا جود . »
به چه چيزى دنيا از قلب خارج مىشود ؟ گفت : با صفاى دوستى و معامله نيكو و براى صفا سه علامت است : وفاى بدون مخالفت ، عطا كردن بدون سؤال و ستايش بدون بخشش .
- پرسيدند : به چه چيز به طاعت دست يابيم ؟ گفت : به اين كه دنيا از دل خود بيرون كنيد ، اگر اندك چيزى از دنيا در دل شما آيد ، هر سجده كه مىكنيد آن چيز را سجده مىكنيد .
- پرسيدند از محبت ، گفت :
« المحبّة ليست من تعليق الخلق ، إنّما هى من مواهب الحقّ وفضله . »
محبت از تعليم مردم نيست ، بلكه آن از موهبتهاى خدا و تفضل او مىباشد .
- « يا مسكين ! كم تبكى وتندب ؟ أخلِص وتخلَّص . »
اى مسكين ! چه قدر گريه و ناله مىكنى ؟ اخلاص داشته باش تا خالص شوى .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 163
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٦٣