« إصبر حتّى أُعيدُ ما صلّيتُ خلفَك . قال : لِمَ ؟ قال : لأنّ من شكّ في الرزق ، شكّ في الرازق . »
صبر كن تا نمازى كه پشت سرت خواندم اعاده كنم ، پرسيد : براى چه ؟ جواب داد :
زيرا كسى كه در رزق شك كند ، در رازق شك دارد .
و گويند : كسى وصيتى از وى طلب كرد . گفت :
« احذَر أن لايراك اللَّه إلّافي زىّ مسكين . »
بپرهيز از اين كه خدا تو را نبيند مگر در لباس انسان مسكين . « 1 »
( 3590 ) شيخ معزّالدّين دهلوى
از اجلّه اهل معرفت و از ملوك دهلى است كه به دست قطبالدّين بختيار اوشى - متوفى به سال 633 - تائب گرديد و از مريدان وى شد و در جوار اوليا آرميد . « 2 »
( 3591 ) ابواحمد ، معصّب بن احمد قلانسى « 3 » بغدادى
از قدماى اهل معرفت و از اقران ابوالقاسم جنيد و رويم بن احمد است . اصلش از
هامش
( 1 ) . تنقيح المقال ( رجال مامقانى ) ، ج 3 ، ص 228 ، شمارهى 11978 ؛ طرائق الحقائق ، ج ، ص 128 ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 62 ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 10 ؛ تذكرة الاولياء ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 8 ، ص 360 . آن چه مسلم است اين است كه وى درك زمان سه امام - عليه السّلام - نموده و از مواليان على بن موسى الرضا - عليه السّلام - هم بوده است . اما اين كه درك حضور حضرتش را در زمان امامت كرده يا قبل از امامت و آيا دربان حضرتش بوده يا خير ، به تنقيح المقال ( رجال مامقانى ) عليهالرّحمه مراجعه شود ، گفتار مفصلى راجع به وى دارد .
( 2 ) . ثمرات القدس .
( 3 ) . قلانسى : 1 . منسوب به قَلانِس ، جمع قَلَنْسُوه و يا قُلَنْسِيَه به معناى كلاه مخصوص و شب كلاه و عرق چين ، به اعتبار اين كه شخص و يا يكى از اجداد او به شغل ساختن و درست كردن آن اشتغال داشته است ؛ 2 . منسوب به قَلَنْسُوَه ، دژ و قلعهاى در نزديكى رمله فلسطين .