آن را ، او را از اعمال صالح معطل و محروم مىكند تا اين كه آنها بر قلبش سنگينتر از كوهها باشد و آن را بين اغنيا قرار مىدهد .
- « توكَّل على اللَّه حتّى يكون هو معك وأنيسك وموضع شكواك ، وليكُن ذكرُ الموت جليسك ، لايفارقَك ؛ و اعلم أنّ الشفاء من كلّ بلاء نزل بك ، كتمانُه ؛ فإنّ الناس لاينفعونك ، ولايضرّونك ، ولايمنعونك ، ولايعطونك . »
بر خدا توكّل كن تا اين كه او با تو و انيس تو و جايگاه شكايتت باشد و بايد ياد مرگ همنشين تو باشد كه از تو جدا نشود و بدان كه شفاى از هر بلايى كه بر تو نازل مىشود ، كتمان آن است ؛ زيرا مردم به تو نه مستقلًا نفع مىرسانند و نه ضرر و نه منع مىكنند و نه عطا مىكنند .
- « كلام العبد فيما يعنيه ، خذلان من اللَّه تعالى . »
كلام بنده در امور بافايده ، رها شدن از طرف خداوند متعال است .
- « ليس للعارف نعمةٌ ، وهو فى كلّ نعمة . »
براى عارف نعمتى نيست ، در حالى كه او در هر نعمتى است .
- « علامة الأولياء ثلاثة : همومهم جِدٌّ ، وشُغلهم فيه ، وفرارهم إليه . »
علامت اولياى خدا آن است كه فكر ايشان در خدا ، قرارشان با خدا و شغلشان در راه خدا باشد .
- « إحفظ لسانك من المدح ، كما تحفظه من الذمّ . »
زبانت را از ستايش كردن حفظ كن ، همانطور كه آن را از مذّمت كردن حفظ مىكنى .
- « جمعت مكارم الأخلاق فى أربع خصال : في قلّة الكلام ، وقلّة الطعام ، وقلّة المنام ، والإعتزال عن الأنام . »
كرامتهاى اخلاقى در چهار خصلت جمع شده است : در سخن كم گفتن ، كم خوردن ، كم خوابيدن و كنارهگيرى از مردم .
- « السخاء إيثار ما يحتاج إليه عند الإعسار . »
سخاوت ، ايثار كردن آن چه به آن نياز دارد هنگام تنگدستى است .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 162
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٦٢