- اى عزيز ! غيبت مكن ، تهمت مزن و بخل مورز و زبان را در ميدان بيان سرگردان مدار كه از زيان تا زبان يك نقطه مسافت بيش نبود و محرم به نقطهاى مجرم مىشود .
چشم از باطل بپوش و گوش به غير حق مده و در هر قدمى و دمى ، ذكرى و فكرى به جا آر و مراقبه از دست مگذار . آن چه بر خود نپسندى به هيچ كس مپسند و آن چه براى خود خواهى براى همه بخواه تا به سرّ « المؤمنون إخوة . » ؛ ( مؤمنان برادر همديگرند . ) و به رمز « المؤمنون كنفس واحدة . » ؛ ( مؤمنان همانند يك تن هستند . ) پى برى و بدانى « خير النّاس أَنفعُهم . » « 1 » ؛ ( بهترين مردم ، سودرسانترين آنها است . ) كدام است .
- اى عزيز ! خدا را باش تا خدا تو را باشد ، خود را مباش كه هيچ با تو نباشد .
- اى عزيز ! با خدا انس گير نه با خلق و به روحانيان مشغول باش نه با فانيان .
- اى عزيز ! هواپرستى با خداپرستى جمع نشود و خودبينى با حقبينى راست نشود .
- اى عزيز ! زهى دولت و سعادت آن مرد روشن دل را كه گوشهاى گيرد و توشه راه سازد و ذخيرهاى براى روز قيامت بنهد و به ناكامى از خامى برهد و به كعبه طريقت رود و حاجى حقيقت شود و زهى دولت آن مرد كه زنگ غفلت و غبار شهوت و كدورت تعلق از جام جهاننماى دل و آيينه گيتىنماى ضمير بزدايد .
- اى عزيز ! تقواى عوام از كفر و شرك است و تقواى خواص از معصيت و خطا و تقواى خاصّالخاص از ماسوى خدا .
- اى عزيز ! بكوش تا موحّد حقيقى باشى نه مقلّد اعمى ، كه كار آن باشد نه اين .
- توحيد ، فناء فى اللَّه است كه نمىبينند در وجود مگر يكى را ، بلكه نمىبينند نفس خود را نيز و اهل معرفت مىنامند اين را فناء فىالتّوحيد .
- اى عزيز ! در تزكيه نفس و تصفيه قلب و تجليه روح ظاهراً و باطناً متابعت از رسول - عليه السّلام - بايد نمود تا قوّت غضبى و نفس سبعى و قوّت شهوى و نفس بهيمى و قوّت وهمى و معناى شيطانى مسخّر و منقاد قوّت ناطقه و نفس ملكى شود و از
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحارالانوار ، ج 77 ، ص 114 ، حديث 2 .