تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
لوح مزارش نوشته شده :
وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ
« 1 » ؛ ( و سگشان بر آستانه‌ى [ غار ] دو دست خود را دراز كرده [ بود ] . ) وى را تأليفات كثيره است از آن جمله : تجريدالعقائد ، اوصاف الاشرف در سلوك و آداب المتعلّمين . گفتار - ايمان را مراتب است از همه كمتر ايمان به زبان است كه :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ . . .
« 2 » اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، به خدا و رسولش و كتابى كه بر او نازل شده است ايمان بياوريد و اعراب گفتند : ايمان آورديم . بگو ايمان نياورديد و لكن بگوييد اسلام آورديم و هنوز ايمان در دل‌هايتان داخل نشده است . . . عبارت از آن است و امر
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ
« 3 » اشاره به همان است و بالاى آن ايمان به تقليد است و آن تصديق جازم باشد به آن چه بايد كرد و اما زوالش ممكن بود و چون تصديق جازم حاصل شود هر آيينه آن تصديق مستلزم عمل صالح باشد .
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا
« 4 » ؛ ( در حقيقت ، مؤمنان كسانىاند كه به خدا و پيامبر او گرويده و [ ديگر ] شك نياورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد كرده‌اند ؛ اينانند كه راست‌كردارند . ) و از آن بهتر ايمان به غيب است كه
يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ
« 5 » و آن مقارن به بصارتى باشد در باطن ، مقتضى ثبوت ايمانى
مِنْ وَراءِ حِجابٍ
« 6 » و از اين جهت مقرون به غيب باشد .
هامش
( 1 ) . سوره‌ى كهف ، آيه‌ى 18 . ( 2 ) . سوره‌ى نساء ، آيه‌ى 136 . ( 3 ) . سوره‌ى احزاب ، آيه‌ى 14 . ( 4 ) . سوره‌ى حجرات ، آيه‌ى 15 . ( 5 ) . سوره‌ى بقره ، آيه‌ى 3 . ( 6 ) . سوره‌ى احزاب ، آيه‌ى 53 .