أحبّ أن يُونسه بنفسه ، وقد أمر النبيّ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - بالعُزلة والإنفراد بعد المأتين ، فلا تغترّ بأخوّة أهل زماننا وصحبتهم بعد ما عرفت أنّهم ليسوا إخواناً ولا أصحاباً على اليقين ؛ لِأنّهم ليسوا مِن أهلِ الإِيمانِ والتقوى والعقل . وقد قال اللَّه تعالى :
الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ
« 1 » وصنّف بعض العلماء كتاباً وسمّاه فكر المعارف ، ذكر فيه أنّ الصديق إسم بلا مسمّىً ولفظ بلا معنىً . كما قال الصّادق - عليه السّلام - : اجعل ألف صديق واحداً ، وكن منه على حذر . . . »
چيزى را نديدم كه بر اخلاص برانگيزاند جز كنارهگيرى از مردم و انس جز با خلوت از انسانها حاصل نمىشود و كسى كه خلوت را دوست داشته باشد ، به تحقيق به استوانه اخلاص تمسّك جسته است و على - عليه السّلام - مىفرمايد : كسى كه در باطنش وحشتى از مردم داشته باشد بايد بداند كه خداوند متعال دوست داشته است كه او را به خويش مأنوس گرداند . نيز پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - به عزلت و تنهايى بعد از دويست امر كرده است ، پس به برادرى اهل زمان ما و مصاحبت با ايشان مغرور مشو ، بعد از اين كه شناختى ايشان ، برادر و يار نيستند به طور يقين ؛ زيرا ايشان از اهل تقوى و ايمان و عقل نيستند و حال آن كه خداوند متعال فرموده است : « دوستان روز قيامت بعضى با بعضى دشمناند جز متقين » و بعضى از علما كتابى را نوشته است و آن را فكر معارف ناميده و در آن يادآور شده است كه صديق اسم بدون مسمى و لفظ بدون معناست . همانطور كه امام صادق - عليه السّلام - فرموده است : كه هزار دوست را يكى قرار ده و از او بر حذر باش . . .
- « إعلم أنّ للدّين شطرين : أحدهما : ترك المَناهي ، والآخر فعل الطّاعات ؛ و ترك المَناهي هو أشدّ ؛ فإنّ الطّاعة يقدر عليها كلّ أحد و ترك الشهوات لايقدر عليها إلّاالصدّيقون ، ولذلك قال النبيّ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - : المهاجر من هجر السوء ، والمجاهد من جاهد هواه . »
بدان كه دين دو قسم است : يكى ترك امور نهى شده است و ديگرى انجام طاعات است و ترك امور نهى شده سختتر است ؛ زيرا طاعت را هر كسى قدرت دارد ولى ترك شهوات را
هامش
( 1 ) . سورهى زخرف ، آيهى 67 .