تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
گفتار - از وى پرسيدند : راه خدا را به چه توان يافت ؟ گفت : به تشرّع و محافظت بر ميانه روى در طعام « لا فوق الشبع ، ولا جوع المفرط ، وتقليل المنام على طريق الإعتدال المزاج ، على الخصوص أحياء بين العشائين و قبل الصبح بحيث لايطلع عليه أحد . » ؛ ( نه بالاتر از سيرى بخورد و نه گرسنگى مفرط داشته باشد و كم خوابيدن بر طريق اعتدال مزاج ، به ويژه بيدارى بين نماز مغرب و عشا و قبل از صبح به گونه‌اى كه كسى بر آن مطلع نباشد . ) به توجه در خود رفتن و نفى خواطر علىالخصوص خاطر تمنّى به نسبت حال ماضى مستقبل كه كاشكى چنين شده بودى يا چنين بودى يا چنين شدى نيك مؤثر است در رفع حجب از قلب . « وإذا سكت اللسان عن فضول الكلام ، نطق القلبُ مع اللَّه ؛ وإذا نطق اللسان ، سكت القلب . » ؛ ( و وقتى زبان از زيادى سخن ساكت شد ، قلب با خدا سخن مىگويد و وقتى زبان سخن گفت ، قلب ساكت مىشود . ) - « الصّمت على قسمين : صمت باللسان ، وصمت بالقلب عن خواطر الأكوان ، أي صور الكونيّة . فمن صمت لسانه وقلبه [ أي من صور الكونية ] ظهر له سرّه وحقيقته ، وتجلّى ربّه - عزّوجلّ - ؛ و من لم يصمت بلسانه وقلبه ، كان مملكة الشيطان وسُخرةً له ، أعاذنا اللَّه من ذلك ؛ و من صمت قلبه و لم يصمت لسانه ، فهو ناطق بلسان الحكمة ، ساكت عن فضول الكلام ، رزقنا اللَّه ذلك بفضله وكرمه . » صمت دو گونه است : سكوت با زبان و سكوت با قلب از خاطره‌هاى هستى ، يعنى صورت‌هاى هستى . پس كسى كه زبان و قلبش از صورت‌هاى هستى ساكت شد ، باطن و حقيقتش ظاهر مىشود و پروردگارش تجلى مىكند و كسى كه زبان و قلبش ساكت نبود ، مملكت شيطان مىشود و در تحت تسخير او ، خداوند ما را از آن پناه دهد و كسى كه قلبش ساكت باشد و زبانش ساكت نباشد او به زبان حكمت گوياست ، از زيادى كلام ساكت است ، خداوند آن را با فضل و كرمش روزيمان گرداند . « 1 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 449 ؛ طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 27 .