تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
العلماء والحكماء والعرفاء الذين لا خوف عليهم ولا هم يحزنون ، والفصحاء والبلغاء والشعراء الذين ورد فيهم ؛ أنّ للَّهِ كنوزاً تحت العرشِ ، مفاتِيحها ألسِنة الشُعراءِ ؛ وهذا إعتِقادِي واعتضادي أنّ اللَّه تعالى واحد الذّات ، ظاهر في الذوات ، وقلتُ فيه . » ستايش براى خدايى است كه جز وجه او باقى نمىماند و جز مالكيت سلطنت او دوام ندارد و درود و سلام بر محمد و آل او ، اما بعد از ستايش ، اين است مرقد من در حالى كه من خاك قدم علما و حكما عرفايى هستم كه ترسى بر ايشان نيست و محزون هم نمىشوند و فصيحان و بليغان و شعرايى كه درباره ايشان وارد شد ، كه براى خدا گنج‌هايى است زير عرش خدا ، كليد آن زبان شعر است و اين اعتقاد و بازوى من است كه خداوند متعال ، ذاتش يكى است در ذوات موجودات ظاهر گشته و در اين رابطه گفته‌ام :
اى چشمه خِرَد عاجز از ديدن ذات تو * پنهان‌ترى از پنهان با اين همه پيدايى
« وأنّ محمداً - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - رسوله ، وأنّ الأئمة الاثنى عشر - عليهم‌السّلام - أوصيائه ، وأنّ ما جاء به النبي - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - حقّ ، وأنا المستغرق في بحار معرفة اللَّه العز يز ، بحيث قلت وأقول . » و اين كه محمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - رسولش و ائمه دوازده گانه اوصياى او هستند و اين كه آن چه پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - آورده حق است ، در حالى كه غرق در درياى معرفت خداى عزيز هستم به گونه‌اى كه گفتم و مىگويم . . .
تو را خواهم نخواهم رحمتت‌گر امتحان خواهى * در رحمت برويم بند و درهاى بلا بگشا