تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
گفتار - مقصود از ايجاد موجودات ، وجود انسان است و مطلب از وجود انسان ، معرفت ذات و صفات خداوندى است ، جل شأنه و عظم برهانه و تقدست آلائه به قدر استطاعت ، چنان چه حضرت داود - عليه السّلام - پرسيد : « يارب ! لما خلقت الخلق ؟ قال تعالى : كنت كنزاً خفيّاً فأحببت أن أعرف ، فخلقت الخلق لأعرف . » پروردگارا ! براى چه موجودات را آفريدى ؟ خداوند متعال فرمود : گنج مخفى بودم و دوست داشتم كه شناخته شوم ، پس موجودات را آفريدم تا شناخته شوم . - محبت و معرفت حقيقى جز از انسان درست نيايد ؛ زيرا كه ملك و جن ، اگرچه در بندگى شريكند ، اما انسان در تحمل اعباءِ بار امانت معرفت از همه كائنات ممتاز است كه
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ . . .
« 1 » - تا نفس انسان به كمال مرتبه آينه‌گى برسد ، مهالك و مسالك بسيار قطع بايد كرد و آن جز بر سلوك جاده شريعت و حقيقت دست ندهد تا به تدريج چنان چه آهن را از معدن بيرون مىآورند و او را به لطايف و حيل پرورش گوناگون مىدهند ، در آب و آتش به دست چندين استاد گذر مىكند ، تا آيينه مىشود وجود انسان در بدايت معدن آهن ، اين آيينه است كه « النّاس معادنُ كمعادن الذهب والفضة . » ؛ ( مردم معدن‌هايى هستند مانند معدن‌هاى طلا و نقره . ) ، اين آهن را از معدن وجود انسانى به حسن تدبير بيرون مىبايد آورد و به تربيت به مرتبه آينه‌گى برساند . - نور آفتاب جوع چون از مشرق دل سالكان طلوع نمايد ، خورشيد جمال معشوق ازل از پس كوه حجاب بىنقاب برآيد ، ديجور مفارفت به روز نور افروز مواصلت مبدل گردد ، چنان‌چه در حديث قدسى وارد است : « تجوع ترنى تجرد تصل » جوع ، غذاى روح و طعام دل و صحّت بدن است ، به جوع عاشق صادق ممتحن است :
وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ
هامش
( 1 ) . سوره احزاب ، آيه 72 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 251 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)